یادداشت‌ها

سیاست تنوع گرای نامتوازن، زنان و سنت های قومی.

ندا کردونی

هرگاه از سیاست های چند فرهنگ گرایانه و یا سیاستهای که پذیرش تنوع را در جامعه ی ملی دنبال می کند، سخن گفته می شود، تاکید می گردد که این سیاست ها باید جامع و هماهنگ باشند. این جامع بودن سیاست ها برای بسط مفهوم ملت و یا گسترش مفهوم شهروندی که اصلی اساسی در وحدت و یکپارچگی یک جامعه است، به چه معنا است؟ از چه سخن می گوید؟

جامع بودن این سیاست ها، از سویی به این معنا است که شهروندان در عین توجه به هویت های متفاوت و مستقلشان، هویت ملی و جمعی خود را نیز دارای اهمیت دیده و در جمع این هویت های متکثر تحت یک مجموعه ی واحد، بکوشند. با چنین رویکردی، شهروند، خود را در معرض انتخاب تنها یک هویت نمی بیند تا ناچار شود اگاهانه و یا نااگاهانه هویت های دیگرش را حذف کند. این سیاست های هماهنگ در عرصه ی تکثرگرایی تلاش می کنند، با وجود پذیرش تنوع هویتی در جامعه، از چند پاره شدن و افزایش شکاف ها در جامعه پیشگیری کنند.

از سوی دیگر اما جامع بودن به این معنا است که زمانی که از پذیرش تفاوت ها سخن می گوییم، تلاش کنیم تا با یک چتر سیاستی، همه گونه تنوع را مورد پذیرش قرار دهیم.به عنوان مثال تنها به تنوع فرهنگی و مذهبی نپردازیم، بلکه تنوع جنسیتی را نیز مورد اهتمام قرار دهیم.‌ هماهنگی و جامع بودن سیاست هایی تنوع گرا، به معنای پذیرش همزمان و متوازن، هویت های متکثری است که درون یک جامعه وجود دارد. اگر چنین نباشد، یک سیاست تنوع گرای نامتوازن ممکن است گاه آثار منفی بسیاری به بار آورد.

در روزهای اخیر، بیلبوردی که در شهر تهران با موضوع موفقیت تیم ملی در جام جهانی طرح شد، واکنش های بسیاری برانگیخت.‌ این واکنش ها به حدی بود که در نهایت بیلبورد دیگری اینبار با حضور زنان جایگزین آن شد. این بیلبورد نمونه ی بارز یک سیاست تنوع گرای ناپایدار و نامتوازن بود. اقوام مختلف با پوشش های سنتی خود در آن حاضر بودند، یعنی بیلبورد، نمادی از پذیرش تنوع بود، اما تنوعی تک بعدی و نه جامع .

این سیاست تنوع گرای ناپایدار سبب می شود گروه های دیگر عدم حضور خود را در نمادهای این چنینی بیشتر احساس کنند. همان رخدادی که در چند روز اخیر، شاهد آن بودیم. زنان با بیلبوردی روبرو شدند که تلاش داشت به همه ی ملت اشاره کند و تنوع را بپذیرد، اما تنها هویت قومی متمایز را و نه هویت جنسیتی متفاوت زنان را. در نتیجه ما شاهد آن خواهیم بود که گروه های دیگر در چنین شرایطی ممکن است حذف نمادین خود را کمتر تاب بیاورند و به صور مختلف واکنش نشان بدهند.

این امر اما در استان هایی که هویت های قومی در آن نقش بیشتری دارد، می تواند آثار منفی جدی تر نیز داشته باشد. نمونه ی آن شهرداری اهواز است که اخیرا تلاش قابل تقدیری برای پذیرش تنوع فرهنگی در استان داشته است. بیلبوردهای بزرگ با تبریک عید فطر به زبان عربی و با تصاویری از گروه ی مختلفِ فرهنگی درون استان، اما در اینجا هم جای زنان در صف نماز عید فطر خالی است. البته تصویر کودکان چه دختر و چه پسر در بیلبوردهای دیگر حضور دارند، در حالیکه شیرینی به دست، شادمانه به بیننده خیره شده اند، اما زنان بزرگسال خیر.

چرا در چنین استان هایی چنین تصاویری، آثار منفی بیشتری دارد؟ در مناطقی که سنت های قومی بسیاری وجود دارد که دختران را به محض گذشتن از سنی خاص، خانه نشین کرده و نه تنها از عرصه ی عمومی که از عرصه ی محدود “حوزه ی عمومی درون حوزه ی خصوصی” یعنی فضاهایی مانند پذیرایی ها، یا آنچه که در خوزستان، مضیف، خوانده می شود نیز حدف می کند،چنین تصاویری تایید ضمنی همان سنت قومی نادرست است که حضور زنان را در محفل های جمعی خانوادگی حتی با رعایت آداب و پوشش دینی نیز تاب نمی آورد.‌ سنت هایی که همچنان بر محور اندرونی و بیرونی استوار هستند.

این تصاویر چنین پیام می دهد،: دختران بعد از طی کردن کودکی بهتر است در عرصه ی عمومی نباشند، اگر زنان را در مراسم عزاداری و ترحیم، در بهشت زهراها(آنچه که اخیرا به شکل بدعتی در خوزستان باب شده است که به زنان اجازه ی حضور در برخی تشیع جتازه ها داده نمی شود) راه نمی دهید، درست رفتار می کنید ، ببینید زنان حتی در صف نماز عید فطر هم نیستند.

سیاست های تنوع گرای ناپایدار و سیاست هایی که پذیرش را به صورت “گزینش شده” دنبال می کند، می تواند آثار منفی بسیاری در پی داشته باشد. در جایی مانند تهران، با حضور قوی رسانه ها و حساسیت اگاهانه ی مردم سبب اعتراض های مجازی میشود و البته تغییر هم ایجاد کند، در جایی مانند خوزستان، اما تنها در آن خلاصه نمی شود، می تواند مهر تاییدی باشد بر سنت های قومی نادرستی که سالهاست در سطوح مختلف تلاش می شود با آن مبارزه شود، تا زنان با سنت های قومی نادرست، از فرصت رشد و توسعه ی فردی محروم

در مورد این نویسنده

مدیر سایت

کامنت گذاشتن

برای نوشتن یک کامنت اینجا کلیک کنید