محدودیت‌ها‭ ‬و‭ ‬مقدوریت‌ها‭ ‬در‭ ‬‬‬‬‬ حوزه‌های‭ ‬علمیۀ‭ ‬خواهران‬‬

پس از انقلاب اسلامی، تأسیس جامعه‏الزهرا، نخستین حوزۀ علمیۀ رسمی خواهران، امکان‌های جدیدی برای ورود زنان به سلسله‏مراتب روحانیت گشود. رشد سریع حوزه‌های علمیۀ خواهران بر تعداد زنانی که تحصیلات حوزوی رسمی داشتند افزود، اما با آنکه حوزه‌های علمیۀ مردان به تربیت مجتهدانی مشغول‌اند که توان قانون‏گذاری دارند، وظیفۀ نخست حوزه‌های خواهران تربیت مدرس و مبلغ است.

پس از انقلاب اسلامی، تأسیس جامعه‏الزهرا، نخستین حوزۀ علمیۀ رسمی خواهران، امکان‌های جدیدی برای ورود زنان به سلسله‏مراتب روحانیت گشود. رشد سریع حوزه‌های علمیۀ خواهران بر تعداد زنانی که تحصیلات حوزوی رسمی داشتند افزود، اما با آنکه حوزه‌های علمیۀ مردان به تربیت مجتهدانی مشغول‌اند که توان قانون‏گذاری دارند، وظیفۀ نخست حوزه‌های خواهران تربیت مدرس و مبلغ است.

بر اساس مصاحبه با مدرسان و طلاب حوزه و اسناد ضبط‏شده در خود حوزه‌ها و همچنین منابع دست دوم، در این مقاله، نخست، به دنبال یافتن دلیل محبوبیت تحصیلات حوزوی میان زنان جوان ایرانی هستم که در پی تحصیلات عالی‌اند. دوم، با توجه به رشد و توسعۀ سریع حوزه‌های علمیۀ خواهران به دنبال یافتن دلایل ناموفق بودن آنها در تربیت مجتهده هستم ـ در مقایسه با حوزه‌های علمیۀ مردان که توفیق فراوانی در تربیت مجتهد داشته‏اند. در نهایت، این مقاله به بررسی میزان موفقیت حوزه‌های علمیۀ خواهران در کمک به زنان برای ارتقای وضعیتِ خود در نظام حوزه می‏پردازد. با این پژوهش من در واقع در پیِ پُر کردن یک خلاء پژوهشی هستم که حاصل کم‏توجهی به مسائل زنان طلبه در ایرانِ پس از انقلاب است و امیدوارم صدای زنانی را که اکنون در این حوزه‌ها تحصیل و تدریس می‌کنند به گوش برسانم.

پیش از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ مکتب‌های کوچک و خصوصی تنها جایی بود که زنان در آن آموزش‌های مذهبی می‌دیدند. اما اکنون، سه دهه بعد از انقلاب، حوزه‌های علمیۀ زنان به نهادهای قدرتمندی برای آموزش زنان متخصص علوم دینی تبدیل شده‌اند و طرفداران زیادی دارند. در سال ۲۰۱۰ تعداد حوزه‌های علمیۀ خواهران که زیر نظر مرکز مدیریت حوزه‌های علمیۀ خواهران بودند به ۲۸۰ می‏رسید که ۳۰ شعبۀ آن تحصیلات عالی ارائه می‌دادند. بنا بر آمار حوزه‌ها در سال ۲۰۱۰ تعداد ۲۵ هزار زن در آزمون ورودی ثبت‏نام کردند که ۷ هزار نفر از آنان پذیرفته شدند و در سال ۲۰۱۱ این رقم به ۲۸ هزار متقاضی رسید. به این ترتیب از هر ۲۰ متقاضی فقط یک نفر در حوزه پذیرفته می‌شود. به‏علاوه ۳۰ حوزۀ علمیۀ خواهران در استان خراسان زیر نظر مدیریت حوزه‌های علمیۀ خواهران استان خراسان مدیریت جداگانه‏ای دارند که در این آمار نیامده‏اند.

اقبال و محبوبیت حوزه‌ها در میان زنان جوان ایرانی دلایل متعددی دارد. ناگفته پیداست مهم‏ترین عاملِ آن پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظامی مبتنی بر فقه است. نظامی با رهبری روحانیت فضای مساعدی برای رشد و توانمندی حوزه‌ها یعنی تنها نهادی که متولی تربیت روحانیت است فراهم می‌کند. در این بافتار اجتماعی بود که جامعه‏الزهرا در ۱۹۴۸ تأسیس شد و در نتیجه همۀ مکتب‌های سنتیِ موجود در قم در آن ادغام شدند. امروز جامعه‏الزهرا مرکز آموزشی بزرگی است که خوابگاه، ورزشگاه، مهدکودک و مسجد دارد و کمپ بزرگی در قلب شهر قم ایجاد کرده است. این مجموعه دروسی تمام‏وقت را از دیپلم تا دکتری برای دانشجویان مقیم و غیرمقیم ارائه می‌دهد و دانشجویان بر اساس ترجیح گرایشی خودشان در آزمون ورودی پذیرش می‌شوند.

جامعه‏الزهرا در جذب زنانِ علاقه‏مند به تحصیل علوم دینی موفق بوده است و فرصت‌هایی برای به دست آوردن موقعیت‌های جزئی در ساختار روحانیت به آنان داده است. موفقیت جامعه‏الزهرا روحانیت را متقاعد کرد که در سراسر کشور حوزه‌های علمیۀ خواهران را تأسیس کنند، جایی‌که فارغ التحصیلان جامعه‏الزهرا در آن مشغول تدریس‏اند.

رشد حوزه‌های علمیۀ زنان با رشد ثبت‏نام زنان در دانشگاه‌ها مصادف شد. پس از جنگ ایران و عراق تحصیلات عالی رواج یافت. دختران نوجوان در دهۀ ۱۹۹۰ مشتاق کسب تحصیلات عالی بودند. تعداد زنان جوانی که برای آزمون ورودی دانشگاه ثبت‏نام کردند افزایش یافت و در سال ۲۰۰۲ تعداد پذیرفته‏شدگان زن از مردان بیشتر شد. از آنجا که ظرفیت دانشگاه‌های دولتی تنها پاسخگوی نیاز ۱۰ درصد از داوطلبان بود، آنها که امکانات مالی داشتند در دانشگاه آزاد اسلامی ثبت‏نام کردند.

در چنین شرایطی حوزه‌ها جایگزین معقولی برای بسیاری از زنان طالب آموزش عالی بودند. اشتیاق زنان جوان برای ورود به حوزه روحانیون را تشویق کرد حوزه‌های بیشتری تأسیس کنند، و این‏گونه تعداد طلاب حوزه‌های علمیۀ خواهران در دهۀ ۱۹۹۰ افزایش چشمگیری یافت. جالب اینکه تعداد قابل‏توجهی از طلاب حوزه خواهان تحصیل در دانشگاه هم بودند و همزمان در هر دو نهاد مشغول تحصیل شدند.

 

حوزه‌های مدرن

در مقایسه با حوزه‌های علمیۀ مردانه در ایران، حوزه‌های زنانه بیشتر از سیستم تعلیم‏و‏تربیت دانشگاهی و مدیریت مرکزی الگو‏برداری کردند. توسعۀ حوزه‌های علمیۀ خواهران ابتدا نابه‌سامان بود. حوزه‌های علمیۀ کوچکِ فراوانی به شکل ناهماهنگی تأسیس شده بودند و هیچ معیاری دربارۀ برنامه‏ها، کتاب‏های درسی یا امتحانات وجود نداشت. در فوریۀ ۱۹۹۷ شورای عالی حوزه‌های علمیه برای حوزه‌های علمیۀ خواهران مدیریت مرکزی ایجاد کرد و سامان دادن به امور درسی آنان را به این مرکز سپرد. متقاضیان از طریق آزمون مشترکی پذیرفته می‌شدند که هم کتبی و هم شفاهی بود و در عین حال نمرات دبیرستان آنان نیز در نتیجۀ نهایی مؤثر بود. آزمون ورودی در دفاتری واقع در تمامی مراکز استان‏ها برگزار می‌شد. برنامۀ درسی به شکل منظم و یکپارچه درآمد. دورۀ عمومی که خود به دو سطح تقسیم می‌شد ارزشی معادل کارشناسی یافت و سطحِ سه معادل کارشناسی ارشد شد. سال تحصیلی به دو ترم تقسیم شد و شرط به پایان رساندن دوره اخذ نمرۀ کافی بود.

استقرار نظام دانشگاهی و برگزاری آزمون ورودی به سبک دانشگاه توجه زنان معمولیِ علاقه‏مند به کسب تحصیلات عالی را به سمت حوزه‌های علمیه جلب کرده است. بسیاری از طلاب زنِ حوزه، به دلایل مختلف، میان رفتن به دانشگاه یا حوزۀ علمیه حوزه‌ را انتخاب می‌کنند. خلاف طلاب مرد در حوزه‌ها که از آنان انتظار می‌رود عمدۀ زندگی خود را وقف امور دینی کنند، زنان تشویق می‌شوند درس خود را به پایان برسانند، ازدواج کنند و بچه‌دار شوند. حوزه‌های خواهران با نظام دانشگاهی که به طلاب اجازه می‌دهد مدرکی معادل مدرک دانشگاهی داشته باشند پاسخگوی نیازهای مختلف زنان در حوزه است. عجیب نیست که ببینیم بسیاری از زنان معلم مذهبی در نهادهای مختلف، ازجمله مدارس، از مدرک حوزوی خود استفاده می‌کنند. بنابراین دانش‏آموخته‏های زن حوزه‌ها در نظام مدرن حوزوی صاحب مدرکی می‌شوند که مفیدتر از مدرک سنتی، یعنی «اجازه» است و به‏راحتی ارتقای آنان از دانشجو/طلبه را به مدرس/معلم تضمین می‌کند.

ویژگی جالب اقتباس از نظام مدرن تعلیم‏و‏تربیت در حوزه‌ها این است که طلابی که مایل‏اند بعد از پایان تحصیلات وارد دانشگاه شوند می‌توانند از مدرک حوزوی خود استفاده کنند. مدیر جامعه‏الزهرا می‌گوید: «فارغ‏التحصیلان حوزه به‏راحتی در رشته‏هایی مانند معارف اسلامی، تاریخ، فلسفه یا ادبیات عرب پذیرفته می‌شوند و در دانشگاه بسیار موفق‏اند.»

 

محیط تکجنسی

محیط تک‌جنسی حوزه‌های علمیه برای کسانی‌ که تمایلی به حضور در محیط‏های مختلط دانشگاه‏ها ندارند مناسب‌تر است. فضای تک‌جنسی نگرانی طلاب دربارۀ حفظ حجاب در فضای داخل حوزه را کمتر می‏کند و نگرانی خانواده‌ها دربارۀ ارتباط دختران و همسرانشان با جنس مخالف را نیز کاهش می‌دهد. در عین حال، به گفتۀ طلاب و استادان، ارتباط صمیمانه و خواهرانه‏ای میان آنها برقرار می‏کند. صمیمیتی که بسیاری از طلاب از آن حرف می‌زنند در مباحثه نیز ایجاد می‏شود و رشد می‌کند. در حوزه‌های علمیه، از دروس ابتدایی تا مراحل پیشرفته از الگوی ثابتی پیروی می‌شود که به این قرار است: پیش‏مطالعۀ درس استاد در کلاس و مرور درس از طریق مباحثه. پس از کلاس و برای مباحثه طلاب معمولاً به سه گروه تقسیم می‏شوند. یک گروه درس را برای دیگران توضیح می‏دهد و گروه‌های دیگر شرح و نقد آن را بر عهده می‌گیرند و این کار هم به آنان برای فهم درس کمک می‌کند و هم آنان را برای تدریس آماده می‌سازد. بنا به گفتۀ طلاب و استادان، این روش سنتی دریادگیری بحث بسیار مؤثر است.

 

برنامۀ آموزشی

با تأسیس مرکز مدیریت حوزه‌های علمیۀ خواهران در ۱۹۹۷، آموزش، پژوهش و تبلیغ زمینه‌های اصلی تحصیلات در نظر گرفته شدند. گرچه حوزه‌های علمیۀ شیعه بالغ بر هزار سال قدمت دارند، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیۀ خواهران به این نتیجه رسید که بسیاری از متون و سرفصل‏های سنتی این حوزه‌ها تناسبی با نیازهای طلاب زن ندارد. بنابراین سرفصل‏های حوزه‌های خواهران به نحوی تنظیم شده است که پاسخگوی نیازهای مدرن باشد. سالانه حدود ۳ هزار دانشجو از حوزه‌ها فارغ‏التحصیل می‌شوند و آمادۀ آغاز فعالیت‏های تبلیغی هستند؛ بنابراین پرداختن به دروس مناسب برای تبلیغ اهمیت بسیاری دارد. علاوه بر مطالعات حوزوی مقدماتی مانند ادبیات، قرآن، فقه، اصول فقه، اخلاق، کلام و منطق، حوزه‌ها موضوعاتی مانند مقدمه‌ای بر آشنایی با سایر ادیان، نظام سیاسی اسلام، زن در اسلام، مقدمه ای بر فرهنگ غرب، ادبیات عرب و مهارت‌های مکالمۀ انگلیسی را به طلاب می آموزند.

دانش آموزانی که به سطوح یک و دو وارد می‏شوند اغلب موضوعات را مطالعه می‌کنند. تنها آنان که به سطح سه می‌رسند تخصص خود را برمی‌گزینند. استادان و طلاب حوزه‌های علمیه دغدغۀ رقابت با دانشگاه‏های جهان را ندارند و آنها هستند که علاقه‏مندان به مطالعات اسلامی و شیعی را جذب مراکز علمی خود می‌کنند.

 

ادرس خارجب، راهی برای مجتهده شدن

«درس خارج» به معنای خارج شدن از بند متون درسی و عالی‏ترین سطح مطالعه در حوزه است. می‌توان آن را معادل دکتری در دانشگاه دانست. هدف «درس خارج» آموزش اجتهاد است ـ یعنی تعقل مستقل برای تفسیر قواعد اسلام ـ و این اتفاق با حضور در کلاس‌های تدریس تعدادی از مجتهدان بلندپایه رخ می‌دهد. استادان و طلاب موضوعات گوناگونی را مطالعه و آرا و دیدگاه‌های مختلف را بررسی می‌کنند تا به نتیجه برسند. این فرایند بسیار طولانی است. زمانی‌که مجتهد تأیید کند طلبه‌ای به علم و معرفت کافی برای اجتهاد رسیده، اجازۀ اجتهاد صادر می‌شود و با این مجوز طلبه مجاز به اجتهاد می‌شود. به لحاظ نظری هر کس اجازۀ اجتهاد داشته باشد مجتهد است، اما طلاب برای اینکه مرجع شناخته شوند باید مقلدانی داشته باشند که در مسائل شرعی به آنان رجوع کنند. بنابراین، برای محکم کردن موقعیت به عنوان مجتهد، طلاب تلاش می‌کنند از علمای برجستۀ بیشتری اجازۀ اجتهاد بگیرند.

هدف نهایی حوزه‌های مردان، حداقل در نظام سنتی آن، تربیت مجتهد است. اما در مورد زنان گرچه مجتهده شدن به عنوان یک هدف آموزشی نفی نمی‌شود و زنانی که سطح سه را تمام می‌کنند «درس خارج» را شروع می‌کنند، هدف اصلی حوزه‌های خواهران سوق دادن زنان طلبه به سمت تبلیغ و تعلیمات مذهبی است. به همین دلیل هم هست که آموزش زنان به منظور مجتهده شدن در حوزه‌های علمیۀ خواهران  پیگیری نمی‌شود و حتی جامعه‏الزهرا که تحصیلات تکمیلی حوزوی را هم ارائه می‌کند موفق به تربیت مجتهده نشده است.

دلایل مختلفی در پس این ماجرا نهفته است. نخستین دلیل مربوط است به خود زنان یا ترجیحات و انتظارات خانواده‌های آنها. تحصیلات حوزوی بر «مسئولیت‌های همسری و مادری» تأکید زیادی دارد. زمانی که آنها در سطح دو یا سه تحصیل می‌کنند ازدواج می‏کنند و مادر می‌شوند و برای طلاب متأهل بسیار دشوار است که به تحصیلات خود، خاصه در مقطع «درس خارج» ادامه دهند، زیرا این مقطع به فراغت و تمرکز بسیاری نیاز دارد.

دومین دلیل این است که حوزه‌های علمیۀ خواهران هدف خود را تربیت مبلغ و معلم قرار داده‌اند. کتاب‌های درسی آنها به این منظور تدوین شده است و فضای گسترده‌ای برای زنانی که در جست‏وجوی تحصیلات عالی‌تر هستند فراهم نمی‌‏شود. طلاب علاقه‏مند و محققان زن معتقدند در حوزه‌ها فضای مناسب و کافی برای دانشجویان زنِ مستعد و علاقه‏مند به ادامۀ تحصیل فراهم نیست و این باعث از دست رفتن علاقۀ آنها می‌شود. طلاب برای مجتهد(ه) شدن باید در سطح سه به فقه اسلامی و اصول فقه تسلط کافی پیدا کنند، اما در حوزه‌های علمیۀ خواهران طلاب بیشتر در تاریخ، فلسفه، الهیات، ادبیات عرب و علوم قرآن و حدیث متبحر می‌شوند.

دلیل سوم این است که میزان اقبال به  محیط آموزشی در حوزه‌های خواهران به طور کلی کمتر از حوزه‌های برادران است. حوزه‌های علمیۀ خواهران، به‏ویژه آنها که خارج از شهرهای بزرگ هستند، با مشکلاتی چون کمبود استادان حاذق، کتابخانۀ مجهز، اعضای علاقه‏مند و کمبود بودجه مواجه‏اند. زنان در مقایسه با مردان دسترسی کمتری به کتابخانه‌های مجهز خارج از حوزه و استادان طراز‏اول دارند. این محدودیت‌ها پیشبرد فعالیت‏های علمی طلاب زن را با مانع مواجه می‏کند.

چهارم، نداشتن مقلد را می‌توان یکی از عناصر مؤثر بر دلسردی زنان از ادامۀ «درس خارج» دانست. مردم معمولی اطلاعی از امکان وجود زنان مجتهده ندارند و تصور می‌کنند مجتهد شدن امکانی مردانه است.

به طور کلی این شرایط زنان طلبه را از ادامۀ «درس خارج» منصرف می‌کند. با این حال، از آنجا که تعداد زنانی که سطح سه را به اتمام می‌رسانند در حال افزایش است تقاضا برای «درس خارج» بیشتر شده و مورد توجه استادان حوزه‌های بزرگ قرار گرفته است و برخی از استادان زن حوزه نیز به تدریس آن مشغول‏اند. همچنین حوزۀ علمیۀ معصومیۀ خواهران، وابسته به دفتر تبلیغات حوزۀ علمیۀ قم هم از سال ۲۰۰۹ این دوره را برگزار می‌کند. ویژگی «درس خارج» در این حوزه آموزش فقه اسلامی و اصول فقه با تأکید بر مسائل زنان است. «درس خارج» از سطح چهار که برابر با دورۀ دکتری در دانشگاه است آغاز می‌شود. با این حال به پایان رساندن سطح چهار حوزه برای مجتهده شدن کفایت نمی‌کند. مدیر مرکز آموزش علوم اسلامی توضیح می‌دهد هدف سطح چهار پرورش متخصصان پژوهش در مسائل مربوط به زنان و بهبود سطح علمی استادان حوزۀ علمیۀ خواهران است و تربیت مجتهده هدف اصلی راه‏اندازی سطح چهار نیست.

البته برخی روحانیون بلندپایه به زنان هم اجازۀ حضور در «درس خارج» را می‌دهند. برخی از استادان دیگر هم کلاس‌های خود را به صورت ویدئو‏کنفرانس برگزار می‌کنند که قابل مشاهده برای طلاب زن در سراسر کشور است. همان طور که اشاره شد، موقعیت‌های حضور زنان در «درس خارج» رو به افزایش است، اما در صحبت با طلابِ زنِ علاقه‏مند می‌شنویم که دشواری دسترسی آنان به «درس خارج» و محدود بودن استادان باعث رشد کندتر آنان نسبت به طلاب مرد می‌شود.

 

زنان مجتهده

اسناد رسمی برای اطلاع از اینکه چند زن مجتهده در ایران عصر حاضر وجود دارد در دست نیست و تنها راه یافتن آنان جست‏وجو از طریق مجلات، کتاب‌ها، اخبار و اینترنت است. من از طریق این منابع به دو اسم برخوردم: نصرت امین و زهره صفاتی.

نصرت امین (۱۲۶۵ـ۱۳۶۲) پژوهشگر مذهب شیعه بود که اجازۀ اجتهاد خود را از برخی از بلندپایه‏ترین مجتهدان زمان خود گرفت. او پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در مکتب به‏صورت خصوصی تعلیم دید. نخستین کتاب او به زبان عربی در اواخر دهۀ ۱۹۳۰ منتشر شد و توجه بسیاری از روحانیون مرد را جلب کرد. البته لازم به ذکر است که کتاب‌های او تنها پس از مرگش با نام وی انتشار یافتند و هویت او برای همه شناخته‏شده نبود. امین، علاوه بر نگارش کتاب، مکتب فاطمه و دبیرستان دخترانه‌ای را در اصفهان تأسیس کرد.

بعد از امین مشهورترین زن مجتهده زهره صفاتی (۱۳۲۸ـ ) است که آموزش مذهبی خود را در مرکز مطالعۀ علوم اسلامی در آبادان شروع کرد و سپس برای ادامۀ تحصیل به قم رفت. او همراه با چند تن از همکلاسانش چون به طور رسمی اجازۀ حضور در کلاس‏های مردان را نداشتند در کلاس‏های خصوصی که در خانه برگزار می‌شد به کسب علم مشغول شدند. او هم مانند امین دغدغۀ آموزش زنان را داشت و به همین جهت مکتب توحید را در ۱۹۷۴ در قم راه‏اندازی کرد. آنچه صفاتی را از امین متمایز می‌کرد این بود که صفاتی عضویت در شورای فرهنگی و اجتماعی زنان را پذیرفت، سخنرانی‌های عمومی برگزار کرد و اجازه داد با او مصاحبه شود. این افراد را با لقب بانوی مجتهده می‌شناسند و بر خلاف روحانیون مرد لقب خاصی ندارند و همین امر نشان می‌دهد زنان به عنوان عضو رسمی ساختار روحانیت به رسمیت شناخته نمی‌شوند، ضمن اینکه زنان نمی‌توانند مرجع تقلید قرار گیرند و، بنا بر حکم مراجعِ تقلید، از آنجا که آنان «مرد» نیستند تقلید از ایشان حرام است.

روحانیونی مانند آیت‏الله جوادی آملی و علامه مرتضی مطهری معتقدند که زن می‌تواند مجتهده شود و تا حد مرجع تقلید و قضاوت تحصیل کند. می‌تواند در دانشگاه حقوق درس دهد، اما نمی‌تواند مرجع تقلید یا قاضی شود و این ارتباطی به توانایی ذهنی او ندارد، بلکه از آن روست که زنان بسیار احساساتی‏ هستند. مردان همواره عملی‌تر فکر می‌کنند، بهتر قضاوت می‌کنند و مدیران بهتری‏اند.۲

بر مبنای همین دلایل است که بسیاری از روحانیون مرد معتقدند زنان برای نقش‌های اجرایی، که نیازمند استقامت جسمی و ذهنی است، مناسب نیستند. البته افرادی مانند آیت‏الله یوسف صانعی معتقدند زن نیز در صورت کسب شرایط می‌تواند مرجع تقلید باشد. زهره صفاتی هم معتقد است اگر زنان به درجۀ اجتهاد برسند تقلید از ایشان ایراد شرعی ندارد. البته دستیابی به آن را هم برای زنان و هم برای مردان دشوار می‌داند. او بر این باور است که اسلام زنان را از تحصیل منع نکرده است اما تعداد اندکی از زنان می‌توانند تا چنین درجاتی تحصیل کنند. صفاتی محدودیت‌های تاریخی را در کنار محدودیت‌های فرهنگی بیش از مسائل مذهبی عامل بازدارندۀ زنان از دستیابی به مقام اجتهاد می‏داند. البته او هم می‏گوید زندگی زنان باید خانه‏‏محور باشد و موافق مشارکت زنان در همۀ حوزه‌های زندگی اجتماعی و سیاسی نیست. با این حال، از دیدگاه او، زنِ مجتهده در مسائل مربوط به زنان می‌تواند «درک» بهتر و شفاف‏تری داشته باشد. صفاتی معتقد است موضوعات فراوانی در مورد زنان حل‏نشده باقی است و نیاز به تفسیر مجدد دارد، به همین دلیل از زنان می‎خواهد «درس خارج» را با جدیت بیشتر پیگیری کنند و مجتهده شوند.۳

 

محدودیت‌ها و مقدوریت‌ها

تأسیس جامعه‏الزهرا در ۱۹۸۴ به عنوان نخستین حوزۀ علمیۀ رسمی زنان در ایرانِ پس از انقلاب امکان‌های جدیدی برای ورود زنان به ساختار روحانیت ایجاد کرد. رشد سریع تعداد زنان حوزوی باعث افزایش تعداد زنان در فضاهای رسمی مذهبی شد. با این ‌حال همان طور که اشاره شد بر خلاف حوزه‌های مردان که تاریخ بلندی پیش از انقلاب اسلامی ایران داشتند و مستقل از دولت بودند، جامعه‏الزهرا و دیگر حوزه‌های علمیۀ زنان در قم به ابتکار رهبران روحانی‌ای ساخته شدند که علاقه‏مند بودند از حمایت زنان در در عرصه‌های سیاسی نیز برخوردار باشند. مستقل نبودنِ حوزه‌های خواهران و نقش اصلی‏ای که برای آن تعریف شده بود، یعنی تربیت مُبلغ به جای مجتهده، شیوۀ مدیریت و اقتباس نظام دانشگاهی باعث شد این حوزه‌ها در تربیت متفکرِ قادر به اجتهاد موفق نباشند.

از سوی دیگر، فارغ‏التحصیلان حوزه تنها در صورتی می‌توانند مجتهده شوند که از مجتهدی زنده اجازۀ اجتهاد داشته باشند. امروز همۀ مجتهدان بلند‏پایه مردان هستند. به‏علاوه در شرایط موجود مجتهده‌های زن نمی‌توانند مقلدی پیدا کنند و نقش آنان به فعالیت‌های آموزشی محدود شده است. فعالیت‏های آموزشی آنها هم در فضای تفکیک‏جنسی‏شدۀ حوزه محدود است و نمی‌توانند از کلاس‌های روحانیون مردی که فقه تدریس می‌کنند بهره مند شوند. این گونه است که گرچه «درس خارج» اکنون در حوزه‌های خواهران تدریس می‌شود زنان، نه در شمار و نه در کیفیت دانش، با مردان روحانی برابری نمی‌کنند.

در نتیجه با اینکه حوزه‌های علمیۀ زنان در جذب تعداد زیادی از زنان برای مطالعات اسلامی موفق بوده‌اند و طلاب و مبلغان علاقه‏مندی تربیت کرده‌اند، اولویت داشتن تربیت مُبلغ بر «درس خارج» در حوزه‌های علمیۀ زنان، کمبود زنان مجتهده، تفکیک جنسی و فقدان نگاه مثبت به زنِ مرجع تقلید، همگی مانع ارتقای حوزه‌های علمیۀ خواهران است.

نظرات شما

پیام شما با موفقیت ارسال شد و پس از تایید در سایت به نمایش درخواهد آمد.