زنان‭ ‬و‭ ‬فضاهای‭ ‬عمومی‭ ‬شهری

وقتی در شهر راه می‌روید و گشت می‌زنید، هیچ وقت متوجه تفاوتی در رفتار زنان و مردان شده‏اید؟ اگر کمی دقت کنید همیشه مردانی را می‏بینید که بی‏هدف و با لختی در گذرگاه‏ها یا گوشه و کنار شهر حضور دارند. اما انگار قرارداد نانوشته‌ای وجود دارد که زنان عموماً بدون هدف به فضای شهر پا نمی‏گذارند. آنها همیشه مقصد و منظوری از آمدن به خیابان‏ دارند. همیشه از جایی به جایی می‏روند یا کاری می‌کنند. انگار همۀ ما به شکل ضمنی می‏دانیم که شهر جای درنگ و پرسۀ زنانه نیست.

بنبستها و امکانها

وقتی در شهر راه می‌روید و گشت می‌زنید، هیچ وقت متوجه تفاوتی در رفتار زنان و مردان شدهاید؟ اگر کمی دقت کنید همیشه مردانی را میبینید که بیهدف و با لختی در گذرگاهها یا گوشه و کنار شهر حضور دارند. اما انگار قرارداد نانوشته‌ای وجود دارد که زنان عموماً بدون هدف به فضای شهر پا نمیگذارند. آنها همیشه مقصد و منظوری از آمدن به خیابان دارند. همیشه از جایی به جایی میروند یا کاری می‌کنند. انگار همۀ ما به شکل ضمنی میدانیم که شهر جای درنگ و پرسۀ زنانه نیست.

یادداشت پیش‌ترو، از این منظر، به اهمیت فضاهای عمومی در تعیین مناسبات جنسیتی جامعه پرداخته است. شهرها به لحاظ جنسیتی خنثی نیستند؛ یعنی دسترسی دو جنس به خدمات، تسهیلات، امنیت، فراغت و آسودگی در آنها به یک میزان نیست. اما این همۀ ماجرا نیست و جنبه‌های دیگری هم دارد که در پاسخ به پرسش‌های زیر نهفته است: زنان در فضاهای عمومی شهر چه میکنند؟ کدام فضاها را از آنِ خود کرده‌ و میکنند یا، به عبارتی، فاعلیت زنانه در فضاهای عمومی شهر چه کیفیتی دارد؟

همۀ این پرسشها و درنگها خصلتی سهل و ممتنع دارند که شاید برای ما زنان پیشپاافتاده و عادی جلوه کنند، اما در عین حال دقیق شدن در آنها میتواند ما را بیش از پیش متوجه امکانها و بنبستهای شهر برای زنان کند.

فضاهای عمومی چه نسبتی با سرگذشت و احوال شهر دارند؟

روزهای پایانی سال بیش از هر زمان دیگر فضاهای عمومی شهری را زنده و فعال می‏کند. از هر طرف که نگاه می‏کنی جنب‏وجوش و رفت‏وآمد و دادوستد است که آدم‏های متفاوت و گوناگون را به صحنۀ شهر کشانده است؛ چه آنها که به دنبال تزیینات ارزان‌قیمت سفرۀ نوروزشان هستند، چه کاسبان خرده‏پایی که غنیمت شب عید رونقی به کاسبی‏ کوچکشان بخشیده و چه آنها که در شهر پرسه می‏زنند تا زندگی جاری این ایام را نظاره کنند.

اگرچه روزهای پایانی سال معمولاً برای زنان ایرانی پرمشغله و گاهی طاقت‏فرساست، به‌‌وضوح می‏توان دید که زنان در این روزها سهم چشمگیر و فعالانه‌ای در زندگی عمومی جاری در شهر دارند، چه آنها که در پی رتق‏‌و‌فتق کارهایشان روانۀ خیابان‏ها می‌شوند و چه آنها که در مناسبات اقتصادی اجتماعی حاکم بر فضاهای عمومی سهیم‌اند.

همین توصیف ساده گویای نقشه‏ای پیچیده از مناسبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فضایی شهر است. فضاهای شهری محل تلاقی مناسبات خرد و کلان قدرت، کنش‏های جمعی و فردی و محل تبلور سازمان اجتماعی زندگی است. ما در گوشه و کنار این فضاها کار و زندگی می‏کنیم، عقب رانده می‏شویم و به پیش می‏رویم یا، به عبارت دیگر، این فضاها محل انقیاد و فاعلیت توأمان ما ساکنان شهر هستند.

اگر گوشۀ چشمی به زندگی جاری در فضاهای شهری تهران بیندازیم، می‏توانیم تا اندازه‏ای به نبضِ این سازمان اجتماعی پی ببریم. اگرچه تهران نماینده و سرنمون تمامی فضاهای شهری ایران نیست، باید پذیرفت که تهران به‏ عنوان پایتخت ایران غالباً نامش با دلالت‏های چندجانبۀ «مرکز»، نشست‏های کشوری، سیاست خارجی، بحران‏های مالی و زیست‌محیطی، پروژه‏های عمرانی بلندپروازانه و، در عین حال، شیوه‏های نوین زندگی شهری عجین شده است.

کیفیت فضاهای شهری تهران و به‌ تبع آن زندگی اجتماعی گروه‏های مختلف ازجمله زنان در آن تا حد زیادی محصول سرگذشت این شهر است. فضاهای شهری و محله‏ها در آن همواره در حال دگرگونی یا تخریب‏اند و از سوی دیگر فضاها و مکان‏هایی در دل آن سر برمی‏آورند که سرنمون زندگی شهری در ایران‌اند. از همان روزهای آغازین انقلاب تا کنون، تهران با رشد فضایی شتابانی مواجه بوده‏ است که مسائل و کیفیات تازه‏ای را به عرصۀ برنامه‏ریزی و زیست ساکنان آن وارد ساخته است. توسعۀ ناموزون تهران را غالباً محصول مهاجرت شتابان به آن، ضعف برنامه‏ریزی و سیاست‏گذاری شهری و منطقه‏ای، ضعف حوزۀ عمومی، ضعف جامعۀ مدنی و، به تبع آن، جامعۀ سیاسی شهری می‏دانند که می‏توان از آنها به عنوان علل و عوامل تشدیدکنندۀ یکدیگر در خصوص معضلات شهری و اجتماعی تهران نام برد. در‌نتیجۀ این خطِ سرگذشت کلی، کیفیت اجتماعی فضاهای عمومی در تهران نیز دستخوش نابسامانی و افول بوده است.

اما این همۀ ماجرا نیست. گروه‏های اجتماعی مختلف جامعه، به‌رغم تمامی این دگردیسی‏ها و عقب‏نشینی‏ها یا طردشدگی‌های حاصل از آنها، همواره به نحوی سازمان زندگی خود را به تناسب این تحولات تغییر داده‏اند. بنابراین، با وجود دلایل ساختاری عمدۀ نابسامانی‏های شهر، چگونه می‏توان از پویایی کشمکش‏ها و دگرگونی‏های ریز و درشت حیاتِ شهری تهران سخن گفت؟ چه نیروهایی در حیات روزانۀ شهری در جریان و در کنش‌اند؟ کدام نیروها و عرصه‏ها در شهر صحنۀ بروز نزاع‏های خُردی هستند که به طور مدام شیوه‏های اعمال قدرت در فضا را تغییر می‏دهند؟

به‌یقین یکی از نیروهای اجتماعی حاضر در این چالش هرروزه زنان هستند.

حق زنان بر فضاهای عمومی شهر

در سنت و تاریخ بلند این سرزمین، حق حضور در مکان‏ها یا فضاهای خاص همواره یکی از عوامل تعیین‌کننده در جایگاه اجتماعی زنان بوده است؛ از زورخانه‏ها تا برخی مکان‏های مقدس و امروز در ورزشگاه‏ها و سالن‏های سرپوشیده. در واقع، یکی از نمودهای تبلور مناسبات قدرتْ جنسیتی کردن فضاست؛ اینکه چه کسانی حقّ ورود به یک فضا را دارند و چه کسانی نه خود یکی از عوامل شکل‏دهنده به سازمان اجتماعی یک جامعه است. به همین خاطر است که گروه‏هایی از زنان در سال‏های گذشته مدام بر حقِ ورودشان به استادیوم‏ها و سالن‏های ورزشی تأکید داشته‏اند.

اما این تنها یک سوی ماجراست. در شهرهای ما مکان‏ها و فضاهای متعددی وجود دارند که زنان از ورود به آنها منع نشده‏اند. با این حال، شیوۀ برنامه‏ریزی و ادارۀ شهر به‌‌سادگی می‏تواند موجب تقویت حضور زنان یا طرد آنها از عرصه‏های عمومی شهری شود. نکاتی که برخی از آنها ممکن است در نگاه اول چندان بدیهی به نظر نرسند. مثلاً کیفیت توسعۀ شهری و تحولات کالبدی و ساختاری عاملی تعیین‏کننده در این میان است.

همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، شهرهای ما در حال گذار و دگرگونی هستند؛ رشد افسارگسیخته هر روز گرهی بر وسعت و پیچیدگی بافت شهر می‏افزاید و زندگی روزانۀ ما را تحت تأثیر خود قرار می‏دهد. خصوصاً در شهرهایی نظیر تهران که این توسعه و پیچیدگی متأسفانه همواره به سود سوداگری، ساخت‏وساز، ساخت بزرگراه‌ها و «عبور و مرور» بزرگ‌مقیاس بوده است. بافت محله‏ای شهر شکافته می‌شود و فرو می‏پاشد و جای آن را برج‏ها و اتوبان‏هایی می‏گیرند که گاهی تا نزدیکی منازل ما آمده‏اند. از لحاظ آماری زنان در مالکیت خودرو سهم بسیار کمتری از مردان دارند؛ زیرساخت‏های حمل‏‌‌و‌نقل عمومی نیز عملاً به میزان برابر در اختیار آنها نیست. این در حالی است که بار اصلی سفرهای شهری برای رتق‌و‌فتق امور روزمرۀ زندگی بر عهدۀ زنان است. خدمات عمومی شهر نیز به یک میزان در اختیار این دو گروه نیست و این شرایط هر روز زندگی زنانۀ شهر را دشوارتر و طبقاتی‏تر می‏کند. در چنین بافت شهری‌‌ای،‏ زنان «سالم»، «جوان»، «بدون فرزند» و «صاحب خودرو» زندگی آسوده‏تری دارند. همین ویژگی‌ها نشان می‏دهد که کیفیت توسعۀ فضای شهری چطور می‏تواند تبعیض‏های متعددی را بر زندگی ما تحمیل کند. همۀ زنان نیز به یک میزان از این الگوی توسعه متضرر نمی‏شوند. همیشه این جایگاه اجتماعی افراد است که آنها را فرودست ساخته یا زندگی را برایشان آسان می‏کند. بنابراین هرچه توسعۀ شهری بر مبنای گسترش فضاهای عمومی شهری، حفظ ساختار محلی مناطق مسکونی و اهمیت دادن به فضاهای عمومی کوچک محلی باشد، احتمالاً «زنان» زندگی آسوده‏تر و پویاتری از حیث اجتماعی خواهند داشت. به این ترتیب، وقتی از زنان حرف می‏زنیم باید بدانیم که خود این عنوان کلی نیز مقوله‌ای یکدست و همگن نیست؛ زنان از گروه‌های سنی و طبقاتی مختلفی می‌آیند و در نواحی مختلف شهر که هر یک به فرهنگ و گروه فرهنگی خاصی تعلق دارند پراکنده‌اند. همین تفاوت‏ها مسئله را پیچیده می‏کند.

 

کیفیت زنانۀ فضاهای شهری

سیاست حضور زنان در فضاهای عمومی یکی از وجوه کلی کیفیت جنسی‏شدۀ فضای شهری است. اما سوی دیگر ماجرا فاعلیت زنان در شکل‏ دادن به فضاهای در دسترس آنهاست. بسیاری از زنان طبقات فرودست یا متوسط شهری می‏کوشند تا با بهره‏گیری از فضاهای شهری که روزانه در دسترسشان قرار دارد به فعالیت اقتصادی و تولید ثروت بپردازند. از فروشندگی در پارک‏های محلی، مترو و اتوبوس گرفته تا مسافرکشی و انواع کارهای خانگی. گسترش و آموزش کارهای تولیدی‌‌‌ـ‌دستی خلاقانه در خانه‏ها، مراکز فنی و حرفه‏ای و سراهای محله ذائقه و بازار عمومی کالاهای مورد علاقۀ زنان را تحت تأثیر قرار داده‏اند. انعکاس این تولیدات و شیوۀ عرضۀ مستقیم آنها به قدری بوده که در دیگر شهرهای بزرگ هم زنان و جوانان اقدام به برپایی جمعه‌بازار کرده‌اند. این گروه از تولیدکنندگان خلاق حاشیه‏ای عملاً توانسته‌اند در سال‏های اخیر رنگ و خلاقیت را به عرصۀ پوشاک و مد ایران و نیز به فضای شهری بازگردانند.

فعالیت‏های عمدتاً اقتصادی نیز که مثلاً زنان طبقۀ کارگر در فضاهای عمومی نظیر پارک‏ها یا فضاهای ترانزیتی مانند مترو و اتوبوس به شکل خودانگیخته سازمان می‏دهند، هرچند غالباً با خوردن برچسب کلیِ «معضل» طرد می‌شوند یا نهایتاً مورد دلسوزی قرار می‌گیرند، از پتانسیل‏های اجتماعی و اقتصادی این گروه‏های اجتماعی خبر می‏دهند. آنها هستند که تشخیص می‏دهند کدام فضای شهری بیشترین تحرک و پویایی را برای فعالیت آنها فراهم میآورد. امکان‏هایی که اگر به‌‌درستی درک و تشخیص داده شوند سرنخ‏های کارآمدی در اختیار برنامه‏ریزان شهری قرار می دهند.

به‏علاوه، حضور مداوم زنان در فضاهای عمومی در گوشه و کنار شهر، از پیاده‌روی صبحگاهی در پارک‏های عمومی تا حضور در باشگاه‏های ورزشی، امکان بروز مناسبات اجتماعی مبتنی بر همیاری، ایجاد صندوق‏های قرض‌الحسنۀ خودگردان، تورهای گردشگری خودگردان ارزان‌قیمت، کارهای خیریۀ جمعی و ارتقای کیفیت زندگی زنان خانه‏دار را فراهم کرده است. در واقع پارک‏های محلی و کوچک تهران به فضاهایی عمدتاً زنانه تبدیل شده‏اند.

در دل همین فضاهاست که زنان اجتماعات خودانگیختۀ کوچک خود را سازمان می‏دهند و همیاری اجتماعی در جوامعشان را تقویت می‏کنند. بسیاری از سازمان‏های مردمی که پایه‏های همیاری اجتماعی در ایران را تشکیل می‏دهند اساساً وجودشان را مدیون شبکه‏های اجتماعی فعال زنان در سطح شهر هستند.

 

زنان در فضاهای عمومی مصرفی

با گسترش فضاهای مصرفی در تهران از دهۀ ۷۰ به این سو، گردش و وقت‏گذرانی در مراکز خرید به یکی از شیوه‏های حضور اجتماعی زنان و جوانان در فضای شهری تبدیل شده است. بسیاری از زنان جوان حضور در فضاهای این‌چنینی را به فضاهای عمومی سنتی‏تر ترجیح داده‌اند. جست‌وجوی فراغت، لذت و وقت‏گذرانی زنان، جوانان و گروه‏های کم‏درآمد حاشیه‏ای دیگر، که در بسیاری از موارد بدون قصد خرید به این مراکز وارد می‏شوند می‏تواند، فراتر از نمایش مصرف، شیوۀ مصرف فضا را تغییر داده و آن را در خدمت «نو کردن شکل زندگی» قرار دهد. به این معنا که فضای مصرفی را به مکانی برای حضور گروه‏های اغلب فراموش‌شده و غیرمولد تبدیل کند. شاید این فضاهای مصرفی، بیش از هر مکان دیگری، امکان پرسه‏زنی زنانه را فراهم آورده باشند.

هرچند روند روبه‌رشد ساخت مراکز خرید و بازارهای تجاری‌ـ‌مصرفی غول پیکر در تهران، در فقیر شدن اقتصاد محلی، کالایی‌سازی فضای عمومی و شیوه‏های گذران فراغت مؤثر بوده و اعتراض منتقدانِ جریان موجود توسعۀ شهری و نوسازی تهران را برانگیخته است، به دلایل فوق،‏ این فضاها همچنان مورد توجه و علاقۀ گروه‏های مختلف اجتماعی‌ـ‌هویتی هستند؛ شاید به این دلیل که امکان حضور و تجربۀ کیفیات متفاوتی از زیست شهری را برای بسیاری از مردم خُردپای شهر فراهم می‌کنند.

 

حیات زنانه در عرصۀ عمومی آنلاین

معنا و گسترۀ فضای عمومی یا به‏عبارت دقیق‏تر عرصۀ عمومی با ظهور رسانه‏های اجتماعی آنلاین تحولات بسیاری به خود دیده است. بسیاری از نظریه‏پردازان حوزۀ عمومی امروز فضاهای آنلاین را بخشی جدایی‏ناپذیر و با اهمیت از حوزۀ عمومی تلقی می‌کنند. البته تجربه‏ای که معنای مکانی‌ـ‌زمانی آن با تجربۀ فضامند عرصۀ عمومی تفاوت‌های بنیادین دارد.

در عین حال، این فضاهای آنلاین مشابهت‏های کلیدی با فضای عمومی و عرصۀ عمومی به معنای عام آن دارند: امکان مواجهه با افراد ناشناس را فراهم می‏آورند، محل عرضه و به اجرا درآمدن فعالیت‏های شخصی و جمعی هستند و، افزون بر آن، به محلی برای نمایش و مراودۀ سبک‏های زندگی تبدیل شده‏اند. به این معنا بخشی از کارکردهای اصلی فضاهای عمومی در شبکه‏های اجتماعی آنلاین به نحو دیگری در جریان است. یکی از دستاوردهای این فضا تحرک و پویایی زنان در عرصۀ فعالیت‏های خرد اقتصادی است: زنان بسیاری ـ که لزوماً در آمارهای رسمی اشتغال هم جایی ندارند ـ این روزها از طریق شبکه‏های اجتماعی آنلاین امرار معاش می‏کنند. یکی از امکان‏های نظرگیر این فضاها امکان عرضۀ‏ محصولات بعضاً تولیدی این زنان است: از خوراک‏های خانگی تا صنایع دستی و انواع پوشاک و خدمات مورد نیاز شهروندان. این روزها بازار کار آنلاین عرصۀ فعالیت زنان طبقۀ متوسط ـ اعم از لایه‏های پایینی یا بالایی آن ـ است. به‏علاوه، خلاقیت و امکاناتی که در این فضاها برای بازاریابی عرضه می‏شود در تولید ذائقۀ عمومی و زیبایی‌شناسی سبک زندگی شهری تأثیری قابل توجه دارد. عرصه‏ای که پیش‌تر در انحصار رسانه‏های اصلی و بنگاه‏های اقتصادی بزرگ‏تر بوده است.

همۀ این موارد نشان می‏دهد که زنان، به‌رغم تمامی ناخرسندی‏هایی که کیفیت فضاهای عمومی شهری بر آنها تحمیل کرده‏ است، در مواردی توانسته‏اند با شناسایی یا حتی شکل دادن به امکان‏هایی در دل عرصۀ عمومی، زندگی خود، خانواده و اجتماع پیرامونشان را دگرگون کنند. هر چه این مداخلات متنوع‏تر، خودانگیخته‌تر و فعالانه‏تر باشد، امکان رشد و غنابخشی به فضای عمومی برای «همگان» افزون‏تر خواهد بود.

نظرات شما

پیام شما با موفقیت ارسال شد و پس از تایید در سایت به نمایش درخواهد آمد.