گذری بر اندیشه‌های فاطمه مرنیسی

«برای گشودن بال‌هایتان دو پیش‌نیاز وجود دارد: اول، محصور‌شدگی را احساس کنید، دوم، اعتقاد داشته باشید که می‌توانید دیوارهای حصار را بشکنید.» فاطمه مرنیسی فاطمه مرنیسی، جامعه‌شناس و نویسندۀ مراکشی که با آثار جریان‌سازش در عرصۀ فمنیسم اسلامی شناخته شده است، در ۱۹۴۰ در شهر فاس ِمراکش، در خانواده‌ای از طبقۀ متوسط متولد شد.

«برای گشودن بال‌هایتان دو پیش‌نیاز وجود دارد: اول، محصور‌شدگی را احساس کنید، دوم، اعتقاد داشته باشید که می‌توانید دیوارهای حصار را بشکنید.»

فاطمه مرنیسی

فاطمه مرنیسی، جامعه‌شناس و نویسندۀ مراکشی که با آثار جریان‌سازش در عرصۀ فمنیسم اسلامی شناخته شده است، در ۱۹۴۰ در شهر فاس ِمراکش، در خانواده‌ای از طبقۀ متوسط متولد شد.

مرنیسی بعد از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه محمد(ص) در شهر رباط شد و علوم سیاسی خواند. او تحصیلات خود را در سوربن فرانسه ادامه داد و در نهایت به امریکا رفت و دکترای جامعه‌شناسی خود را از دانشگاه برندیسِ ماساچوست دریافت کرد. او در ۳۰ نوامبر ۲۰۱۵ در هفتاد‌و‌پنج‌سالگی با زندگی این‌جهانی وداع کرد.

 

موضوع اصلی اندیشه‌های مرنیسی آشتی دادن قرائت سنتی از اسلام با اندیشه‌های مدرن و هدفش تسهیل آزادی بیان در قلمروهای مربوط به زنان و سنت‌های اجتماعی است. کارهای مرنیسی حول محور بررسی رابطۀ بین هویت جنسی، سازمان سیاسی‌ـاجتماعی و جایگاه زن در اسلام شکل گرفته است؛ اگرچه تمرکز اصلی او جامعه و فرهنگ مراکش  بوده است.

از آنجا که مرنیسی دوران کودکی خود را در حرم سپری کرده بود، زندگی درون ساختار حرم‌ ـ‌ حوزۀ خصوصی زنان یک خانوادۀ بزرگ‌ ـ عمیقاً نوشته‌های او را تحت تأثیر قرار داده، به نحوی که موضوع بسیاری از نوشته‌های آکادمیک مرنیسی نیز زندگی درون حرم، جنسیت، فضای عمومی و خصوصی بوده است. از آن جمله می‌توان به کتاب رؤیای سرکشی: افسانه‌های دختران حرم (۱۹۹۰) اشاره کرد که به دلیل تفسیر روشنگرانه‌ای که از واقعیت‌های پیچیدۀ اجتماعی و سیاسی فرهنگ سنتی در مراکش ارائه داده، بسیار ستایش شده است.

آثار این متفکر زن نشان‌دهندۀ تلاش در جهت تضعیف نظام سیاسی و ایدئولوژیکی است که زنان مسلمان را به سکوت و پذیرفتن ظلم و ستم تشویق می‌کند. او این کار را به دو روش انجام  داده است: نخست، به چالش کشیدن گفتمانِ غالب مردان دربارۀ زنان و مسائل جنسی‌شان، و دوم، بخشیدن «صدایی» به زنان «خاموش» برای بیان روایت‌هایشان.

او در کتاب خود (۱۹۸۷)، که با عنوان زنان پرده‌نشین و نخبگان جوشن‌پوش به فارسی برگردانده شده است، زمینه‌های تاریخیِ قوانین اسلامی و سنت‌هایشان را بررسی و بیان کرده است پیام اصلی پیامبر مسلمانان، محمد(ص)، که در پی ایجاد برابری بین زن و مرد بود، به وسیلۀ شخصیت‌های سیاسی بعد از ایشان تحریف شده است.

در کتاب معروف فراسوی حجاب: پویایی زن‌ـ‌مرد در جامعۀ اسلامی مدرن (۱۹۷۵)، مرنیسی به مقایسۀ مفاهیم زنانگی و سکچوالیته از دیدگاه اسلام و غرب پرداخته است. در تضاد کامل با تصویری که غرب از زن مسلمان به عنوان فردی درجه دو و منفعل نشان می‌داد، مرنیسی با تکیه بر کار پژوهشگران مسلمان نشان می‌دهد که بسیاری از آنها زنان را فعال و دارای تمایلات جنسی تهاجمی تصویر کرده‌اند.

مرنیسی با استناد به احادیث متعدد و باز‌تفسیر آنها از دیدگاهی زنانه، به ایده‌آل برخی مردان سنتی یعنی «زنان خاموش، منفعل و مطیع» تشکیک وارد کرده و معتقد است که این مسائل ربطی به پیام حقیقی اسلام ندارند. در تفسیر مجدد تاریخیِ روایت‌ها، هدف مرنیسی نه رد سنت‌های اسلامی، که اصلاح آن بود. همراه روشنفکرانی چون محمد عبدالجابری، محمد ارکون، و حسن حنفی، کارهای مرنیسی در طیف روشنفکرانی است که اعتقاد دارند برای اصلاح دیدگاه‌های سنتی باید در زمین خودشان بازی کرد و با آنها مواجه شد. این گروه از روشنفکران به جای رد ارزش‌های سنتی بر این باور بودند که برای کم رنگ شدن قرائت سنتی از اسلام باید «اسلام حقیقی» را از طریق یافتن منابع معتبر اسلامی، که از گفتمان جدید اسلام حمایت می کنند، به تصویر کشید. اینان در این مسیر سعی داشتند، با حفظ هویت اسلامی فرهنگشان، با نابرابری جنسیتی و سایر اشکال روابط اجتماعی ناعادلانه مقابله کنند. همان‌طور که مرنیسی در کتاب  زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش می‌نویسد: «مردانی که تصور می‌کنند هر زن مسلمانی که برای عزت و کرامت و حقوق شهروندی‌اش می‌جنگد الزاماً خود را از امت جدا کرده و قربانی شست‌وشوی مغزی پروپاگاندا (بازی‌های تبلیغاتی) غرب است، درواقع برداشت درستی از میراث دینی و هویت فرهنگی خود ندارند. طیف وسیعی از اسناد الهام‌بخش تاریخ اسلام، که توسط پژوهشگران به‌نامی چون ابن هشام، ابن حجر، ابن سعد و طبری جمع‌آوری شده‌اند، نگاهی مخالف این افراد را نشان می‌دهند. ما زنان مسلمان می‌توانیم با افتخار پا به دنیای مدرن بگذاریم، با آگاهی از آنکه شأن و کرامت انسانی، دموکراسی، حقوق بشر، مشارکت در موضوعات سیاسی و اجتماعی کشورمان، نه‌تنها ارزش‌های وارداتی غرب نیستند که ریشه در سنت‌های مسلمانان دارند. با خواندن آثار این پژوهشگران به تاریخ و گذشتۀ مسلمانان افتخار می‌کنیم و به بهترین دستاورد تمدن مدرن که حقوق بشر و شهروندی است، ارج می‌نهیم.»

توجه مرنیسی به نقش فعال زنان در سیاست در صدر اسلام، و به‌خصوص تحت تأثیر انتخاب بی‌نظیر بوتو به مقام نخست‌وزیری پاکستان و این ادعای مسلمانانِ محافظه‌کار که رهبری سیاسی زنان غیر‌اسلامی است، منتهی به نگارش کتاب ملکه‌های فراموش‌شدۀ اسلام (۱۹۹۰) شد. او در این کتاب پیوند تاریخی بین احکام مبتنی بر موقعیت اجتماعی و سیاسی علمای صدر اسلام، فشار اجتماعی علیه زنان و سرکوب دموکراسی در کشورهای عمدتاً مسلمان را بررسی می‌کند.

مرنیسی در کتاب جنجالی اسلام و دموکراسی: ترس از دنیای مدرن (۱۹۹۲) تحلیلی مبنی بر چرایی مخالفت دولت‌ها و نخبگان مذهبی خاورمیانه‌ با فرایند دموکراتیک کردن جوامعشان ارائه می‌دهد که بر پایۀ دو محور اساسی است. اول، چنانچه در سایر آثارش نیز به آن اشاره کرده است موقعیت زنان در جامعه را معیاری برای برخورداری از «حقوق فردی» در جامعه می‌داند (چنین معیاری را سایر فلاسفه از‌جمله چارلز فوریه نیز مطرح کرده‌اند؛ اینان حقوق زنان را مصداق به رسمیت شناختن حقوق اقلیت می‌دانند). از سوی دیگر، به قول لین هانت (Lynn Hunt) ملت مجموعه‌ای از افراد است که در یک قلمروی مشترک زیستی سهیم و وجدان جمعی سیاسی مشترکی نیز دارند. فهم ملت‌ها از نظم سیاسی نیز در نظام روابط میان اعضای خانواده منعکس می‌شود. مرنیسی نیز برای توضیح مشکلات سیاسی مرتبط با عدم پذیرش دموکراسی در جوامعِ ظاهراً اسلامی، نظام روابط خانوادگی آنان را توصیف می‌کند که، همانند نظام روابط خانوادگی در انقلاب فرانسه، باز هم زنان در آن نقش قربانی را بازی می‌کنند. او داستان‌های متعددی از زمان فاطمیون تا الجزایر قرن بیستم به منظور نشان دادن انقیاد زنان به عنوان روشی استاندارد برای تحمیل مجدد «وضعیت سابق» روایت می‌کند. مرنیسی می‌گوید رفتارهای استقلال‌طلبانۀ زنان در عبور از حرم به سمت فضای عمومی نافرمانی مدنی شناخته می‌شد. این موضوع به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا در گذشته حکمرانان مسلمان در پاسخ به آشوب‌های مدنی، در مرحلۀ اول، اقدام به بستن راه‌های زنان و خانه‌نشین کردن آنها می‌کردند. کارکرد این استراتژی نه‌تنها ایدئولوژیک که ساختاری بود: ممنوعیت ترک خانه‌ برای زنان نه‌تنها موجب ترمیم نمادین مرزهای حرم می‌شد بلکه به نوعی قوانین حکومت نظامی را نیز تداعی می‌کرد که باعث می‌شد نیمی از امت را از خیابان‌ها دور کند؛ در مسئلۀ عدم اشتغال زنان نیز با همین استرانژی، از شر نیمی از پتانسیل نیروی کار و جویای کار خلاص می‌شدند. همچنین با اتخاذ این رویکرد سایر متحدان بنیادگرایان مذهبی را نیز بسیج و همراه می‌کردند. محور دوم تحلیل مرنیسی کمی پیچیده‌تر است و به ترس دولت‌ها از پذیرش دموکراسی بازمی‌گردد. او جامعۀ مدنی را  فضایی می‌داند که در آن افراد خود را موجودیتی خودمختار تعریف می‌کنند،  بخشی از سنت عقل‌گرایی اسلام می‌داند که به‌وضوح در متون و آثار فلاسفۀ معتزله مطرح شده است. اگرچه بعضی خلفا همواره، به بهانۀ بدعت و نوآوری، با این دست آرا مخالفت می‌کرده‌اند (بهانه‌ای که امروزه برای مخالفت با دموکراسی نیز مطرح می‌شود) ولی مرنیسی معتقد است آنچه موجب رد دموکراسی است نه بدعت و نو بودن، که ترس است، ترس از فروپاشی مرزهای تعریف‌شده و نظم و امنیت برخاسته از این حدود.

مرنیسی جنگ دوم خلیج‌فارس (تهاجم عراق به کویت) را ضدحمله‌ای موفق علیه موج دموکراسی‌خواهانه که، بعد از سقوط دولت‌های تمامیت‌خواه اروپای شرقی، خاورمیانه را در بر گرفته بود می‌داند. این جنگ خاورمیانه را در برابر موج دموکراسی‌خواهی محافظت کرد. رهبران مسلمانان به جای مخالفت با متجاوزان آنها را حمایت کردند، زیرا جنگ دوم خلیج‌فارس ناپیوستگی گسترده‌ای در نظام روابط خانوادگی مسلمانان ایجاد کرد. جنگ ثابت کرد شهرهای عربی حاضرند هرچه دارند تقدیم ارتش امریکا کنند به‌جز حدود و مرزهایشان را. در ذهن رهبران سیاسیِ اقتدارگرا، ترسی واقعی از خلع قدرت جریان دارد. این جنگ همراه با روح ناسیونالیستی عربی و تجربیات استعماری، بر ذهنیت بسیاری افراد در منطقه تأثیر‌گذار گذاشت و به شکل متناقضی شروعی بود برای باز شدن اذهان مسلمانان نسبت به ترس‌های تاریخی‌شان.

به‌طور خلاصه، آثار فاطمه مرنیسی تأثیر احکام مربوط به مسائل جنسیتی بر روی ساخت مفهوم جنسیت و سازمان زندگی سیاسی و خانوادگی مسلمانان در جامعۀ امروزی را بررسی می‌کند. مرنیسی در طول حیات خود برای به دست آوردن برابری جنسیتی و حقوق زنان جنگید و همچنان علاقۀ خاصی به مسئلۀ دموکراسی در جوامع اسلامی داشت.

این کتاب‌ها از مرنیسی به فارسی برگردانده شده‌اند:

زنان پرده‌نشین و نخبگان جوشن پوش، ترجمۀ ملیحه مغازه‌ای، نشر نی، ۱۳۸۰٫

زنان بر بال‌های رؤیا، ترجمۀ حیدر شجاعی، انتشارات دادار، ۱۳۸۶٫

ملکه‌های  فراموش‌شده در سرزمین خلافت اسلامی، ترجمۀ حسن اسدی، نشر مولی، ۱۳۹۳٫

نظرات شما

پیام شما با موفقیت ارسال شد و پس از تایید در سایت به نمایش درخواهد آمد.