وسواس فکری‌ـ‌عملی

می‌خواهید از خانه بیرون بروید اما چندین بار قفل در را باز و بسته می‌کنید تا از قفل بودن آن مطمئن شوید. حمام کردن شما بیشتر و طولانی‌تر از افراد عادی است و هنگام راه رفتن در خیابان روی خطوط پا نمی‌گذارید یا به محض بروز درد یا اشکالی کوچک در عملکرد بدنتان بدترین بیماری‌ها را تصور می‌کنید و... این نشانه‌ها بخشی از نشانه‌های معضلی است که امروزه آن را اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)1 می‌نامند. این اختلال جزء ۲۰ دلیل عمدۀ ناتوانی‌های حاصل از بیماری در دنیا است و امکان ابتلا به آن در دنیای پراسترس کنونی برای همه وجود دارد و شاید بسیاری از ما بدون اینکه بدانیم به آن مبتلا هستیم.

کلر ویلسون، ترجمۀ زهره مثنا

می‌خواهید از خانه بیرون بروید اما چندین بار قفل در را باز و بسته می‌کنید تا از قفل بودن آن مطمئن شوید. حمام کردن شما بیشتر و طولانی‌تر از افراد عادی است و هنگام راه رفتن در خیابان روی خطوط پا نمی‌گذارید یا به محض بروز درد یا اشکالی کوچک در عملکرد بدنتان بدترین بیماری‌ها را تصور می‌کنید واین نشانه‌ها بخشی از نشانه‌های معضلی است که امروزه آن را اختلال وسواس فکریعملی (OCD)1 می‌نامند. این اختلال جزء ۲۰ دلیل عمدۀ ناتوانی‌های حاصل از بیماری در دنیا است و امکان ابتلا به آن در دنیای پراسترس کنونی برای همه وجود دارد و شاید بسیاری از ما بدون اینکه بدانیم به آن مبتلا هستیم.

اختلال وسواس فکری اختلالی اضطرابی است که دو بخش اصلی دارد: وسواس فکری و وسواس عملی؛ وسواس فکری عبارت است از فکر، تصویر یا محرک ناخواسته و ناخوشایندی که به شکل تکراری به ذهن فرد وارد میشود و باعث ایجاد احساس اضطراب، تنفر یا ناراحتی میشود. وسواس عملی عبارت است از رفتار یا عمل ذهنی تکراری که فرد فکر میکند برای اینکه موقتاً از احساسات ناخوشایندی که به‌واسطۀ‌ افکار وسواسی در ذهنش ایجاد شده است رها شود، باید آن را انجام دهد.

افکار و خواسته‌های تکرارشوندۀ اختلال وسواس فکری‌ـ‌عملی ممکن است ناشی از ناتوانی مغز در درک تفاوت میان امنیت و خطر باشد. مطابق پژوهشی که روی اسکن‌های مغزی انجام شده است، به نظر می‌رسد که در افراد مبتلا به این اختلال بخشی از مغز که وظیفۀ ارسال سیگنال‌های امنیتی را برعهده دارد فعالیت کمتری دارد.

افراد دچار این اختلال احساس می‌کنند که باید اعمال خاصی را انجام دهند؛ اعمالی مانند شستن پی‌درپی دست‌ها، چک کردن مکرر خاموش بودن گاز یا مرور مداوم افکار اعتقادی. آن دسته از بیمارانی که این اختلال در آنها شدت بیشتری دارد ممکن است در یک روز ساعت‌ها مشغول این «مراسم»‌ وسواسی باشند.

پژوهشگری به نام نائومی فینبرگ، برای درک بیشتر علت این مشکل، پژوهشی را طراحی کرد که در آن به ۷۸ نفر که نیمی از آنان به اختلال وسواس فکری‌-عملی مبتلا بودند تعلیم دادند که از تصویر یک چهرۀ خشمگین بترسند. برای این منظور، داوطلبان روی تخت اسکن مخصوصی دراز می‌کشیدند و در حالی ‌که فعالیت‌های مغزی‌شان کنترل می‌شد تصاویری در برابر آنها قرار می‌گرفت. هرگاه نوبت به تصویر مورد نظر می‌رسید، هم‌زمان، شوکی الکتریکی به مچ دست داوطلب وارد می‌شد.

در مرحلۀ بعد، تیم پژوهش تلاش کرد تا با بارها نشان دادن تصویر، این بار بدون شوک الکتریکی، «تعلیم را پس بگیرد».

 

ترس ماندگار

تیم تحقیق، با بررسی میزان تعریق داوطلب در واکنش به تصویر، متوجه شدند که افرادی که به اختلال وسواس فکری‌-عملی مبتلا نبودند به‌سرعت آموختند که ارتباطی میان تصویر و شوک الکتریکی وجود ندارد، اما افراد مبتلا به این اختلال همچنان از تصویر می‌ترسیدند. به‌علاوه، افراد مبتلا در مقایسه با سایرین در کورتکس ونترومدیال قدامی (قسمتی از مغز که هشدارهای امنیتی صادر کرده و پاداش را پیش‌بینی می‌کند) فعالیت کمتری داشتند.

به گفتۀ فینبرگ، میزان ترس افراد مبتلا به این اختلال همیشه از سایرین بیشتر نیست؛ در مرحلۀ اول پژوهش، آنها در مواجهه با تصویر به همان اندازۀ گروه کنترل عرق می‌کردند، اما در مرحلۀ دوم بیشتر از افراد غیرمبتلا تعریق داشتند.

این یافته نشان می‌دهد که چرا موقعیت‌هایی که می‌توانند محرک اختلال وسواس فکری‌ـ‌عملی باشند اغلب موقعیت‌هایی هستند که در آنها واقعاً احتمال خطر اندکی وجود دارد؛ یعنی فرد مبتلا احساس می‌کند اگر کار را درست انجام ندهد، خطری به وجود می‌آید. مثلاً، اگر گاز روشن بماند ممکن است خانه آتش بگیرد.

فینبرگ می‌گوید: «چیزهایی که باعث وسواس می‌شوند معمولاً چیزهای عجیب و غریبی نیستند. اینها نگرانی‌هایی هستند که اغلب مردم آنها را منطقی می‌دانند اما در آنها اغراق می‌شود، مثل نیاز به شستن دست‌ها بعد از رفتن به دستشویی».

 

درمان متمرکز

برای درمان این اختلال معمولاً از روش «رویارویی و جلوگیری از پاسخ»۲‌ استفاده می‌شود. در این روش، فرد تشویق می‌شود تا موقعیت محرک خود را بدون انجام مراسم وسواسی‌اش تجربه کند ـ مانند رفتن به دستشویی بدون شستن دست‌ها ـ تا متوجه شود که اتفاق بدی نخواهد افتاد. اما عدۀ اندکی از افراد موفق می‌شوند تمام رفتارهای وسواسی خود را کنار بگذارند و نیمی از مبتلایان هرگز درمان نمی‌شوند.

فینبرگ معتقد است یافته‌های جدید توضیح می‌دهند که چرا این رویکرد برای افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری‌ـ عملی چنین دشوار و زمانبر است: «آن بخش از مغز این افراد که باید به آنها بگوید اوضاع امن و امان است کار نمی‌کند. حالا می‌توانیم به این بیماران بگوییم که چرا درمانشان این‌همه زمان می‌برد و چرا باید آن را ادامه داد».

 

نظرات شما

پیام شما با موفقیت ارسال شد و پس از تایید در سایت به نمایش درخواهد آمد.