دربارۀ مستند توران‌خانم

توران میرهادی کیست؟ چگونه می‌زیسته است؟ آرمان‌ها و دغدغه‌های ذهنی‌اش چه بوده است؟ برای رسیدن به آرمان‌ها و اهداف بزرگش چگونه تلاش کرد؟ چطور در این مسیر بر مشکلات فائق شد؟ انسانی که زندگی‌اش آکنده از تأملاتی برای ساختن جهانی بهتر بود و بیش از همه در او شفقت و همدلی موج می‌زد. و این همان چیزی است که این روزها در جهان پیرامون ما ضرورتی است کمیاب که آدم‌ها از آن دست کشیده‌ند انگار؛ جامعه را به شکل خانوادۀ خود دیدن، به شکل یک خانوادۀ ابَر‌انسانی.

سلام بر غم

«غم بزرگ را تبدیل کنیم به کار بزرگ»

توران میرهادی

توران میرهادی کیست؟ چگونه می‌زیسته است؟ آرمان‌ها و دغدغه‌های ذهنی‌اش چه بوده است؟ برای رسیدن به آرمان‌ها و اهداف بزرگش چگونه تلاش کرد؟ چطور در این مسیر بر مشکلات فائق شد؟ انسانی که زندگی‌اش آکنده از تأملاتی برای ساختن جهانی بهتر بود و بیش از همه در او شفقت و همدلی موج می‌زد. و این همان چیزی است که این روزها در جهان پیرامون ما ضرورتی است کمیاب که آدم‌ها از آن دست کشیده‌ند انگار؛ جامعه را به شکل خانوادۀ خود دیدن، به شکل یک خانوادۀ ابَر‌انسانی.

تلاش مستند توران‌خانم، آخرین ساختۀ مشترک رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرطهماسب ـ در ادامۀ مجموعۀ مستندهای کارستان ـ تا حدود زیادی پاسخ دادن به این پرسش‌هاست. کندو‌کاوی در زندگی توران‌خانم میرهادی، معمار نهاد کودکی در ایران؛ زنی که از انسان و عشق مفهوم والایی در ذهن داشت.

توران‌خانم مستندی شخصیت‌نگار است که برای من بیش از آنکه دربارۀ توران میرهادی، از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک در ایران، باشد مستندی‌ است که به شعری بلند و پرشور می‌ماند؛ شعری در رثای انسان و عشق.

درنگ که می‌کنم می‌بینم یکی از ویژگی‌های مهم آثار رخشان بنی‌اعتماد، با توجه به کارنامۀ ارزشمندش، توجه به زنان مؤثر در طبقات متفاوت اجتماعی بوده است. او پیش از این هم در بسیاری از آثار داستانی و مستندش چون نرگس (۱۳۷۰)، روسری آبی (۱۳۷۳)، بانوی اردیبهشت (۱۳۷۶)، گیلانه (۱۳۸۳)، زیر پوست شهر (۱۳۷۹)، این فیلم‌ها رو به کی نشون می‌دین (۱۳۷۱)، آخرین دیدار با ایران دفتری (۱۳۷۴) و همۀ درختان من (۱۳۹۳) همواره شخصیت محوری فیلم‌هایش را به زنان سپرده و به شکل هوشمندانه‌ای در شخصیت‌پردازی زنان در آثارش موفق عمل کرده است؛ شخصیت‌هایی فعال، مستقل و تسلیم‌ناپذیر که با حضورشان شوق زیستن و شور زندگی را به اجتماع پیرامونشان تزریق می‌کنند. و این نگاه اجتماعی قوی و مؤثر همان چیزی است که رد آن را در بسیاری از آثار مستند مجتبی میرطهماسب چون بانوی گل سرخ (۱۳۸۷)، ساز مخالف () و صدای دوم  هم می‌توان دنبال کرد؛ محتوای اجتماعی‌ای که بی‌شک وام‌دار سابقۀ مستندسازی این دو فیلم‌ساز است. این فیلم‌سازان حالا بر پایۀ شناخت صحیحشان از جامعه و نیاز به معرفی الگوهای موفق سعی می‌کنند به موضوعات مهم و مورد نیاز جامعه بپردازند و در آثارشان انسان‌های شاید گمنام و ناشناخته‌ای را ترسیم کنند که منحصربه‌فردند و هر یک رؤیاهای بزرگی در سر دارند و تلاش می‌کنند با تحقق رؤیاهاشان برای خود و دیگران جهان بهتری بسازند.

 

در واقع، رخشان بنی‌ا‌عتماد و مجتبی میرطهماسب که سال‌هاست هر یک جداگانه و به شیوۀ خاص خود فیلم می‌سازند و هر کدام در فیلم‌سازی صدا و سبک خود را پیدا کرده‌اند حالا در انتهای مجموعه‌فیلم‌های کارستان (۱۳۹۲-۱۳۹۶) -که دغدغه‌های مشترک و هدف‌داری را ترسیم می‌کنند- ایدۀ ساخت فیلم مشترکی را دربارۀ توران میرهادی دنبال کرده و با این مستند زمینه‌هایی را برای تأمل دربارۀ این زن و هدف‌های والای او فراهم کرده‌اند؛ زنی که تمام دوران زندگی‌اش را با «عشق به کودکان سرزمینش» زیسته و «منشأ خیر و صلح و دانش برای کودکان» سرزمینش شده است.

توران میرهادی و همۀ برادران و خواهرانش دوران نوجوانی پرشوری را تجربه کردند. هر یک از افراد خانوادۀ او برای خودشان رسالتی قائل بودند و سعی می‌کردند در پیشرفت کشور تلاش کنند و اثرگذار باشند. اعضای این خانواده‌ مفهوم والایی از انسان و عشق را در خود می‌پروراندند و همین ظرایف باعث شد خصلت‌ها و آرمان‌های منحصربه‌فردی پیدا کنند. «من امروز در این سن و سال منظور مادرم را بسیار خوب درک می‌کنم. او از عشق تصور یک شعلۀ فروزان مداوم را در وجود انسان داشت. شعله‌ای که گرما و حرکتش دائمی است، تمامی ندارد و در هر لحظه از آدمی چیز بهتری می‌سازد. انسان را تشویق می‌کند تا از خودش تصویر بهتری بسازد و به واقعیت آن تصویر در درون خود برسد.»۱

 

توران‌خانم تنها چهره‌نگاری‌ای از زندگی یک انسان موفق نیست؛ توفیق دیگر این مستند در ارزش‌های اجتماعی آن است. شخصیت توران‌خانم واسطه‌ای می‌شود تا این مستند ما را با زیرلایه‌های عمیق‌تر اجتماعی آشنا کند؛ مستندی که یادآور می‌شود قابلیت‌های آدمی ساختن است و همدلی و مهر ورزیدن، آن هم در جهانی که در آن با زنجیرۀ خسته‌کننده‌ای از انسان‌های غیر‌همدل مواجهیم. کوشش‌های توران‌خانم نمونۀ مؤثر تحقق این نوع آرمان و رؤیاست که می‌شود بشر را از وضعیتی که در آن است رهایی بخشید و به قولی گریختن بشر از این وضع ظلمانی را هنوز امیدی هست، اگر بتوانیم برخی مفاهیم را از نو بازخوانی کنیم و به چالش بکشیم.

فیلم ما را با شمایل کمیابی از انسانی مهربان و آرمان‌گرا پیوند می‌دهد. انسان‌هایی که همدلی بلدند. بلدند این جهان مخوف را به جای بهتری برای زیستن بدل کنند. آن تلاش جمعی باشکوه را برای انتشار فرهنگ‌نامه یادتان هست؟ آن وجود سر تا پا شوق را یادتان هست، وقتی میزهای کار را می‌چینند تا کنار هم غذا بخورند؟ آن صحنۀ باشکوه که توران میرهادی با لبخند شیرینش میان بچه‌ها می‌نشیند و با عشق به آنها گوش می‌سپرد تا از نظرهایشان بهره‌مند شود؟ همۀ اینها سکانس‌هایی از فیلم است که سبب می‌شود آرام‌آرام درون بی‌تکبر و شخصیت والای او را کشف کنیم.

پروست می‌گفت غم‌ها زمانی که به اندیشه و نظر بدل شوند کمی از قدرت مجروح کردن قلب ما را از دست می‌دهند. و اینجا، در مستند توران‌خانم، عمیق‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین فصل فیلم شاید سکانسی است که در آن جمله‌ای را حین تماشای عکس‌های خانوادگی از زبان توران میرهادی می‌شنویم: «مادر می‌گفت غم بزرگ را تبدیل کنیم به کار بزرگ». جمله‌ای که شاید دغدغه‌ای در ذهن خود فیلم‌سازان باشد که حالا بعد از تولید شش فیلم در مجموعۀ کارستان بر آن تأکید دارند. و چه بهتر که چنین جملۀ مؤثری را از شخصیت اصلی فیلم هم می‌شنویم.

بی‌شک او پریشانی و یأسش را با کار تسکین می‌بخشید و لابد با چنین تفکر والایی بود که فقدان برادر، غم از دست دادن فرزند و اعدام همسر اولش را تاب آورد و به قول پسرش با کار هاله‌ای شکست‌ناپذیر دور خودش کشید و در کنار این تاب آوردن‌ها ادامه داد و برای ساختن جهانی بهتر جنگید. و همین تاب آوردن‌ها، همین از غمِ بزرگ کار بزرگ ساختن‌ها، همین تسلیم سرنوشت نشدن‌ها و مهربانی بی‌دریغ به انسان است که توران‌خانم را برای ما دوست‌داشتنی‌تر می‌کند و مواجهه با او را در این مستند برای تماشاگرانش به تجربۀ دیداری مؤثر و لذت‌بخش بدل می‌کند.

فیلم همچون دیگر آثار بنی‌اعتماد و میرتهماسب در گونه‌ای از مستند شکل می‌گیرد که از ارائۀ ساختاری پیچیده اجتناب می‌کند و هرگز برای تأثیر بیشتر از ساختار دراماتیک یا بازسازیِ دوباره بهره نمی‌جوید، بلکه برعکس با تکیه بر لحن و فضایی ساده و صمیمی (در تمام حوزه‌های فیلم از طراحی، کارگردانی و فیلم‌نامه گرفته تا وجوه تکنیکال فیلم همچون تصویربرداری، تدوین و صدا) تلاش می‌کند شناخت ما را از شخصیت اصلی فیلم با صمیمیت بیشتری همراه کند. به این ترتیب، در چنین حال و هوایی، فیلم‌سازان این حس خوب را به تماشاگر می‌دهند که در فضایی صمیمی که آرمان اصیل شخصیت فیلم را به‌خوبی ترسیم می‌کند نفس بکشد. سادگی و صمیمیت اینجا به نقاط قوّت این اثر بدل می‌شود.

پیوند نماها هم با استفاده از چینش قاب‌هایی که عموماً استادانه با دوربین روی دست گرفته شده در همین راستاست و تا حدود زیادی با فهم درست از جهان فیلم‌ساز انجام شده است. پایان یافتن مستند توران‌خانم با بالا رفتن از پله‌های خالی ساختمان شورای کتاب کودک و شنیدن صدای نفس‌های توران میرهادی از دوردستی که دیگر نیست و چرخش دوربین در لابه‌لای اعضای شورای کتاب کودک شاید تأییدکنندۀ این نگاه در جهان فیلم بنی‌اعتماد و میرطهماسب است؛ نگاهی ساده اما عمیق که از مرگ کسی حکایت دارد که تا آخرین لحظۀ فیلم مرگش را باور نمی‌کنیم.

توران‌خانم شخصیتی است که مشاهدۀ زندگی او بی‌شک می‌تواند نگاه تماشاگرانش را دگرگون کند. یقین دارم بینندۀ مستند توران‌خانم پس از دیدن فیلم دیگر همان آدم قبلی نخواهد بود و احساس مشارکت و مسئولیت حقیقی بیشتری خواهد داشت نسبت به آنچه در جهان می‌گذرد. و چه توفیقی برای یک فیلم‌ساز بالاتر از این؟ متبرک باد نام او.

نظرات شما

پیام شما با موفقیت ارسال شد و پس از تایید در سایت به نمایش درخواهد آمد.