روایت دختران از حضور در ورزشگاه

ورود به مستطیل سبز ورود زنان به ورزشگاه‌ها در سال‌های اخیر نقل بسیاری از محافل اجتماعی، ورزشی و سیاسی شده است؛ موضوعی که دیگر نه‌تنها مطالبۀ زنان که مطالبۀ بسیاری از مردان جامعه نیز هست. گاه به دلایل مختلف، از ورود زنان سوری به ورزشگاه آزادی گرفته تا ورود پنهانی دختران با گریم و لباس مبدل به ورزشگاه‌ها، موج تازه‌ای به راه می‌افتد.

 

بحث‌ و گفت‌وگوها میان موافقان و مخالفان بالا می‌گیرد و مسئولان فهرستی از دلایل ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها ردیف می‌کنند که اغلب از کلی‌گویی‌هایی مثل فراهم نبودن زیرساخت یا لزوم فرهنگ‌سازی فراتر نمی‌رود. در این میان، زنان و دختران علاقه‌مند همچنان چشم‌انتظار گشایشی هستند که درهای بستۀ مستطیل سبز را به روی آنان باز کند.

تا سال ۸۴ ورود خبرنگاران، مدیران، نمایندگان مجلس و مقامات ورزشی زن به ورزشگاه‌ها آزاد بود، اما در سال‌های اخیر این گروه‌ها نیز امکان ورود به ورزشگاه‌های کشور را ندارند. نزدیک‌ترین خاطره از حضور زنان در ورزشگاه‌های ایران به سال ۸۴ برمی‌گردد؛ بازی ایران و بحرین در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ که رئیس دولت اصلاحات هم به تماشای آن نشست.

در سال ۸۴، رئیس‌جمهور وقت، محمود احمدی‌نژاد، طی نامه‌ای به رئیس سازمان تربیت بدنی خواستار فراهم کردن زمینۀ حضور زنان در ورزشگاه‌ها شد. اما این نامه بیش از آنکه به حل موضوع منجر شود ممنوعیت کامل ورود زنان به ورزشگاه‌ها را در پی داشت، زیرا انتشار آن سبب مطرح شدن دوبارۀ مخالفت‌هایی شد که مدت‌ها فراموش شده بود، از جمله اعتراض روحانیون و در رأس آنها خطیب نماز‌جمعۀ تهران، احمد خاتمی. چنین شد که درهای ورزشگاه‌ها تا اکنون که ماه‌های پایانی سال ۹۶ را می‌گذرانیم به روی زنان بسته ماند. شگفت آنکه در همین سال ۹۶ زنان سوری توانستند روی صندلی‌های ورزشگاه آزادی بنشینند، اما این خواستۀ زنان ایرانی که یکی از وعده‌های انتخاباتی رئیس‌ دولت دوازدهم بود همچنان مسکوت باقی ماند.

اما همۀ دختران فوتبال دوست منتظر اصلاح قوانین و مذاکرات و لابی‌های مقامات نمانده‌اند. در سال‌های اخیر گروهی از دختران جوان با پوشش پسرانه وارد ورزشگاه شدند تا این فضای ممنوعه را تجربه کنند. اما نکتۀ مهم نه چگونگی ورود آنها، بلکه تجربۀ حضورشان در ورزشگاه است که می‌تواند عاملی تجربی و کاربردی برای تصمیمات آتی باشد. شاید گزارش این دختران از تجربۀ حضورشان در ورزشگاه تا حدی از دلواپسی‌ها در این زمینه بکاهد.

با ترس و هیجان

سمانه که حالا ۳۱ سال دارد و در ۲۴سالگی به همراه شوهرخواهر و دوستان شوهرخواهرش پنهانی به ورزشگاه فولادشهر اصفهان رفته است، می‌گوید: «آن سال‌ها خیلی فوتبال دوست داشتم و بازی‌ها را دنبال می‌کردم. خودم هم فوتبال سالنی و فوتبال چمن بازی کرده بودم. فقط رفتم ببینم در ورزشگاه چه خبر است که ما را راه نمی‌دهند. کلاه سر کردم و لباس ورزشی پسرانه پوشیدم و هیچ‌کس متوجه نشد که دختر هستم.»

او می‌گوید: «راحت رفتم داخل و اتفاق خاصی هم نیفتاد. دوستانمان می‌گفتند نیا، می‌گیرندت. اما رفتم و خیلی هم خوش گذشت. برایم تجربۀ بسیار لذت‌بخشی بود، اما اضطراب داشتم. به هر حال پنهانی رفته بودم و نمی‌توانستم حرف هم بزنم، چون بغل‌دستی‌ها متوجه حضورم می‌شدند.»

روزی که سمانه به ورزشگاه فولادشهر‌ رفته فحاشی خاصی هم نبوده و چیز آزاردهنده‌ای نشنیده است. او معتقد است: «اگر خانم‌ها وارد ورزشگاه شوند، فحاشی‌ها خیلی کمتر می‌شود. چون کسانی که این کار را می‌کنند در حضور خانم‌ها، که ممکن است اعضای خانوادۀ خودشان هم باشند، حرمت نگه می‌دارند و حضور زنان در ورزشگاه‌ها از این نظر بسیار کمک‌کننده است.»

سمانه اضافه می‌کند: «بیرون از ورزشگاه چند نفری متوجه شدند که من با لباس پسرانه وارد شده‌ام، اما مشکلی برایم ایجاد نکردند. هیچ آزار کلامی‌ای از طرف آنها برایم اتفاق نیفتاد و فقط برایشان جالب بود که چطور وارد شده‌ام.» او می‌گوید: «دیدن فوتبال در ورزشگاه بسیار بسیار لذت‌بخش است، اما لذتش برای من خیلی خوشایند نبود، چون تمام مدت ترس و اضطراب داشتم و آرزو می‌کردم کاش ورود خانم‌ها مثل آقایان راحت و بی‌دغدغه بود.»

 

اگر مشکل داشت، دخترم را نمی‌بردم

آقای «الف» دخترش را به همراه خود به ورزشگاه اصفهان برده است. عکس خود و دخترش را حین تماشای مسابقه در اینستاگرام منتشر کرده و از فرصتی که برای دخترش مهیا کرده، نوشته است: «من فقط خواستۀ دخترم را اجرا کردم. او به‌شدت به فوتبال علاقه‌مند است.»

او می‌گوید: «من صددرصد موافق حضور خانم‌ها در ورزشگاه‌ها هستم. سال‌هاست که به ورزشگاه می‌روم و اگر این فضا مشکل داشت، قطعاً دخترم را با خودم نمی‌بردم. فضای ورزشگاه‌ها هیچ مشکلی برای خانم‌ها ایجاد نمی‌کند و من با خیال راحت با دخترم به ورزشگاه رفتم.»

او می‌گوید: «تماشاگرانی که آن روز متوجه حضور دخترم در ورزشگاه شدند هیچ مشکلی برای ما ایجاد نکردند. حتی اندک فحاشی‌هایی را هم که همیشه وجود داشت، نشنیدیم چون آنها در حضور خانم‌ها مراعات می‌کنند.»

به نظر آقای «الف»، اگر یک سمت ورزشگاه‌ها خانم‌ها و سمت دیگرش آقایان باشند، نه‌تنها مشکلی پیش نمی‌آید بلکه بسیاری از مشکلات فعلی مثل درگیری‌ها و ناسزاگویی‌ها هم رفع می‌شود. مسلماً وقتی همسر و خانوادۀ یک مرد در ورزشگاه است او خیلی از عصبانیت‌ها و هیجان‌های خود را کنترل می‌‌‌کند و سایر افراد هم بیشتر رعایت می‌کنند.

او در مورد واکنش افراد در فضای مجازی می‌گوید: «پس از انتشار عکس دخترم در ورزشگاه، کامنت‌های زیادی گرفتم که از بین همه فقط دو سه نفر توهین کرده بودند و بقیه آرزو داشتند فضای ورزشگاه‌ها برای ورود خانم‌ها آزاد شود.»

 

فحاشی‌ها کمتر می‌شود

لیلا شکوه‌فر، روزنامه‌نگار و فعال حوزۀ زنان، بهمن‌ماه ۱۳۸۲ با هماهنگی هیئت فوتبال اصفهان و به‌عنوان خبرنگار برای تماشای بازی ذوب آهن با پاختاکور ازبکستان به ورزشگاه فولادشهر اصفهان رفته است. بنابراین تجربۀ او کاملاً قانونی و رسمی است.

او دربارۀ این تجربه می‌گوید: «متصدی دریافت بلیت‌ها گفت که راهمان نمی‌دهند، اما من و چند نفر دیگر از همکاران، در میان نگاه‌های متعجب و طبق قولی که رئیس هیئت فوتبال وقت داده بود، به سمت بخش وی‌آی‌پی ورزشگاه رفتیم. آن موقع دبیر سرویس ورزش هفته‌نامه‌ای که در آن مشغول کار بودم برای مدتی قطع همکاری کرده بود و من تصمیم گرفتم خودم بازی‌های آسیایی را پوشش بدهم. از رئیس هیئت فوتبال وقت پرسیدم خبرنگار خانم هم می‌تواند مسابقات را پوشش بدهد و او گفت که اگر تمایل داشته باشند، هیچ ایرادی ندارد. یادم هست که با وجود مخالفت بعضی از همکارانش سر حرفش ماند و من یک فصل و دو جام باشگاه‌ها، بازی‌ها را در قسمت خبرنگاران، در فولادشهر و نقش‌جهان دیدم. حس خیلی خوبی داشت. به فضایی وارد شده بودم که فقط مردها می‌توانند و می‌خواهند از آن بهره ببرند. تجربۀ دیدن یک بازی همراه با هزاران نفر دیگر بسیار لذت‌بخش بود. خیلی‌ها فکر می‌کردند من بعد از یکی دو بازی خسته می‌شوم، اما تا جایی که جنجال حضور زنان در ورزشگاه‌ها شروع شد، بازی تیم‌های شهرم را در اصفهان دنبال کردم و حتی سعی کردم خانم‌های دیگر را هم همراه کنم. البته ابتدا فحاشی‌ها آزاردهنده بود، اما یادم است در حضور من خودشان را کنترل می‌کردند و حتی یک بار یکی از لیدرها سر بقیه داد زد که خجالت بکشید، خانم اینجا نشسته است و بقیه هم واقعاً رعایت کردند.»

لیلا دربارۀ تجربۀ خود به‌عنوان خبرنگار هم می‌گوید: برای یک گزارشگر و خبرنگار، صفحۀ تلویزیون جایگزین ورزشگاه نمی‌شود. در آنجا گردش بازی و تغییراتش را بیشتر متوجه می‌شوی و بازی را بهتر درک می‌کنی.»

به نظر او، برخورد مردم و مسئولان برخورد بدی نبوده: «مردها متعجب می‌شدند، اما اذیت نمی‌کردند. حتی چند باری که در اتوبوس خبرنگاران نبودم و با تاکسی رفتم رانندۀ تاکسی و مسافرها خیلی تعجب می‌کردند که می‌خواهم دَم در ورزشگاه پیاده شوم اما تحسینم می‌کردند. داخل ورزشگاه البته فقط می‌توانستم در جایگاه خبرنگاران و در محل کنفرانس باشم و اجازۀ رفتن به کنار یا داخل زمین را به من نمی‌دادند. اما نحوۀ برخورد مسئولان باشگاه‌ها خیلی خوب بود و من مشکل خاصی احساس نمی‌کردم. متأسفانه بعضی برخوردهای بد از سوی خود آقایان همکار رسانه‌ای صورت می‌گرفت و بعضی از آنها سعی می‌کردند مرا از ادامۀ حضور در ورزشگاه منصرف کنند. حتی یک بار یکی از آقایان گفت که ورزشگاه «چهارباغ» معنی محل جولان خانم‌ها نیست که هنوز هم یادآوری حرف‌هایش برایم دردناک است. اما من خودم می‌دانستم برای چه به ورزشگاه می‌روم و امیدوار بودم بتوانم راهی برای ورود خانم‌ها باز کنم که نشد و جنجال حضور زنان در ورزشگاه تجربۀ خودم را هم  به دیدن چند بازی محدود کرد.»

لیلا معتقد است: «فضای فرهنگی این روزهای جامعه به‌هیچ‌وجه با سال ۸۲ قابل مقایسه نیست و امروز شرایط و زمینۀ ورود خانم‌ها به ورزشگاه‌ها از نظر فرهنگی و اجتماعی بسیار مهیاتر است. بنابراین مشکلاتی که از آنها واهمه داریم به‌مراتب کمتر اتفاق خواهد افتاد.»

 

نظرات شما

پیام شما با موفقیت ارسال شد و پس از تایید در سایت به نمایش درخواهد آمد.