• آستانه

  • نگاه سوم شخص

  • روایت مستند

  • جانب آبی

  • اتاقی از آن خود

  • افق عمودی

  • ذهن و بدن

  • روزآمدها

شماره ۷، آذر ۱۳۹۳  |  افق عمودی        
واژه‌شناسی مطالعات زنان و جنسیت(۷)

خشونت خانگی

یاسمن کرمی

در یک سده گذشته، با گسترش مطالعات و تحقیقات مرتبط با جنسیت، مفاهیم و اصطلاحات جدیدی برای کمک به تحلیل و بررسی جوانب مختلف مسائل شکل گرفته که بسیاری پیش‌تر هم وجود داشته ولی کاربرد جدید و متفاوتی برای آنها ارائه شده و برخی نیز بنا به‌ضرورت وضع شده‌اند. سال‌ها طول کشید تا این معانی و واژه‌های جدید در ذهن حک شوند و در متن‌ها به کار روند. در ایران نیز با گسترش تحقیقات و مطالعات در حوزه زنان و جنسیت در سال‌های اخیر، کاربرد این واژگان در متن‌ها گسترش قابل‌ توجهی یافته و معادل‌های نسبتا مناسبی برای آنها ارائه شده است. مترجمان مطالعات زنان و جنسیت به زبان فارسی نیز مانند نویسندگات زبان اصلی به استفاده از واژه‌های موجود در معانی جدید و واژه‌سازی نیاز دارند که می‌تواند بسیار دشوار باشد. در این سلسله مطالب که هر شماره منتشر خواهد شد، سعی داریم این مفاهیم را به زبانی ساده و کاربردی به خوانندگان ارائه کنیم چراکه نه صرفا ابزارهای تحلیل محققان، بلکه کلیدهای فهم متن‌های مختلف مربوط به مسائل زنان هستند.
خشونت خانگی به استفاده از قدرت به معنای اعمال زور و تحمیل اراده گفته می‌شود که به وسیله یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده صورت می‌گیرد. در گزارش‌های مربوط به خشونت خانگی، معمولا زنان و کودکان بخش اعظم قربانیان خشونت خانگی را شامل می‌شوند و بنا بر آمار جهانی، حدود ۹۰ درصد از قربانیان خشونت خانگی را زنان و ۱۰ درصد را مردان تشکیل می‌دهند. در این گزارش‌ها آمده است که کودکان از تأثیر منفی خشونت خانگی در کوتاه‌مدت و بلندمدت در امان نیستند و خشونت خانگی در میان تمام طبقات اجتماعی، گروه‌های سنی، نژادی، جنسی و حتی به‌رغم معلولیت رخ می‌دهد. خشونت خانگی همواره جسمی و فیزیکی نیست که آثار فیزیکی و قابل مشاهده از خود به جا بگذارد، خشونت در موارد بسیاری به صورت‌های روحی و روانی و جنسی اعمال می‌شود و با شیوه‌های مختلفی چون توهین، تهدید، دشنام، محرومیت، قهر، تهمت، رفتار آمرانه و موارد مختلف دیگر همراه است که موجب کاهش اعتماد به نفس و افسردگی و عوارض روانی و جسمی و روانی شده و گاهی به خودکشی افراد تحت خشونت خانگی منجر می‌شود.
پدیده خشونت خانگی عموماً امری پنهان است و معمولاً توسط شوهر، پدر، برادر یا سایر اقوام و نزدیکان ذکور بر اعضای خانواده، در محیط خانواده به وقوع می‌پیوندد. در بسیاری از جوامع، زنان به دلایلی از جمله شرم، آبرو و ترس از مجازاتِ سخت از بیان آن خودداری کرده و سکوت اختیار می‌نمایند. در واقع، تعداد کمی از زنان حاضرند درباره رفتار خشونت‌آمیزی که در مورد آنها چه در عرصه خانواده و چه در اجتماع صورت گرفته است، سخنی بگویند. حتی در بسیاری از کشورها زنان متاهل یا مجردِ قربانی تجاوز سکوت اختیار می‌کنند یا در صورت مجرد بودن مجبور به ازدواج با فرد مهاجم می‌شوند که پس از ازدواج خطر تداوم خشونت علیه زنان در خانه‌هایشان بیشتر هم می‌شود. درحالی‌که در جوامع دیگر برای خشونت خانگی در شرایط زندگی مشترک خارج از ازدواج نیز قوانین و مقررات کنترل‌کننده وجود دارد. نقش فرهنگ بر تأیید و تشویق یا کنترل خشونت خانگی دارای اهمیت است و نقش قانون نیز تعیین‌کننده است هرچند که رفتار قربانیان خشونت نیز در تداوم خشونت تأثیر دارد.
بر اساس نتایج پژوهش میدانی و گسترده‌ای با عنوان طرح "بررسی وضعیت خشونت خانگی علیه زنان" که با همکاری دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست‌جمهوری در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ در ۲۸ استان کشور انجام شد، اشکال خشونت خانگی در ایران به ۸ نوع دسته‌بندی شده است:
استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره: تهدید به آزار یا کشتن زن، فرزندان یا اقوام یا خودکشی، مخفی کردن مدارک شخصی، ایجاد محرومیت در روابط زنان، تهدید به طلاق یا بیگاری کشیدن از زن و اعضای خانواده.
 خشونت‌های فیزیکی از نوع اول: گرفتن، بستن، زندانی کردن، اخراج از خانه، محروم کردن از غذا و عدم مواظبت در زمان بیماری.
 خشونت فیزیکی از نوع دوم: سیلی، مشت، لگد، هل دادن.
 خشونت‌های روانی و کلامی: به کار بردن کلمات رکیک، فریاد و بداخلاقی، قهر و صحبت نکردن، از بین بردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی و ایجاد احساس گناه، خجالت‌زده کردن، رفتار تحکیم‌آمیز و منت نهادن بابت تأمین معاش.
 خشونت‌های جنسی و ناموسی: عدم مراعات بهداشت زناشویی، مجبور کردن به دیدن فیلم‌های مبتذل، مجبور کردن به سقط جنین یا حاملگی ناخواسته، متهم کردن به بی‌مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بددلی، تجاوز به محارم.
 خشونت‌های اقتصادی و مالی: جلوگیری از استقلال مالی زن، دخل و تصرف در اموال شخصی و فروش طلا و جواهرات زن، ندادن خرجی و پول کافی.
 خشونت‌های حقوقی و مرتبط با طلاق: جلوگیری از نگهداری فرزندان در زمان متارکه، ازدواج مجدد شوهر، امتناع از طلاق برغم اصرار زن.
 ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی: ممانعت از کاریابی و اشتغال زن، ایجاد محدودیت در رابطه با ادامه تحصیل، ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی.

از آنجا که بسیاری از خشونت‌ها  علیه زنان در خانواده صورت می‌گیرد توجه به این موضوع دارای اهمیت است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۳ فوریه سال ۱۹۹۴ طی قطعنامه‌ای خشونت علیه زنان را این‌گونه تعریف کرده است: عبارت «خشونت علیه زنان» به معنای هر عمل خشونت‌آمیز بر اساس جنس است که به آسیب و رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر شود، یا احتمال آن وجود داشته باشد، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه؛ اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود. نتیجه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که در هر ۱۱ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می‌گیرد و باردار بودن زنان هم آنها را از خشونت مصون نمی‌دارد. ۳۳ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی همسران خود هستند و ۱۵ تا ۲۵ درصد آنها در هنگام بارداری مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند. همچنین از هر ۱۰ زن، سه نفراز آنان توسط شوهرانشان یا سایر مردان به قتل می‌رسند. برای نمونه، در هند به طور متوسط سالانه ۴۱۴ زن در اثر آزار جسمی همسرانشان دست به خودکشی می‌زنند. در بنگلادش ۵۳۴ قتل از قتل‌ها ناشی از خشونت مردان بوده و در شیلی ۶۳۴ زن مورد آزار جسمی قرار گرفته‌اند. در ایران آمار قابل اعتمادی در مورد میزان خشونت خانگی علیه زنان کمتر در دسترس است اما برخی آمارهای موجود نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یک‌بار مورد خشونت قرار گرفته‌اند. میزان و انواع خشونت خانگی در استان‌های مختلف ایران از تنوع و تفاوت‌های زیاد و معناداری برخوردار است.