• آستانه

  • نگاه سوم شخص

  • روایت مستند

  • جانب آبی

  • اتاقی از آن خود

  • افق عمودی

  • ذهن و بدن

  • روزآمدها

شماره ۷، آذر ۱۳۹۳  |  اتاقی از آن خود        

جوانه‌های شعر

*

*

ستاره مظهری

تختی که مرا به خود جذب می‌کند
در تونلی مغناطیسی
که از مهره‌ها می‌گذرد
به عصب می‌رسد
در تابوتی استوانه‌ای
که صدا می‌دهد
که صدا می‌دهد
که صدا ...

دست بر سینه قفل کرده‌ام
و پیچی که بالای سرم بر چشمانم سفت شده،
زمان را نگه‌داشته است
 ـ این ده دقیقه تمام نمی‌شود؟

صدای موج می‌آید
موجی سبز که از چشمانم می‌گذرد
پروانه می‌شود
از دور به درون می‌آید
و محو می‌شود ...
دستی که روی سینه به خواب رفته، به دنبالش نمی‌رود؟

بدان چشم می‌دوزم
بدان عادت می‌کنم
بدان پیچی که بالای سرم
غرق می‌شود

بر عصبی قطع‌شده
آخرین نگاهم را
به موجی می‌سپارم
که زمان نیامده را
می‌برد ...


فروغ جزقانی

آنا۱

دختری از تبار پیاده‌نظام
در معبر ایل کوچ می‌کند،
و آنا
در خاطرات کودکی‌اش گم شده است.
ایل گزلرین۲ گزلرین می‌خواند و می‌داند
پای کودکان بر سنگ‌ها می‌لغزد.
مردی تند می‌تازد،
دخترک
در یاد بلوغ و یار گَل ای گَل۳.
اما باز!
اسب سفید بی‌سوار می‌آید.
زنی با اقتدار می‌راند،
کودکی در راه است
شاید، 
سلوچ۴ می‌آید!


ساناز مرادی

 زن هندو

مثل شاخه نیلوفر
با ساق‌های کشیده
از رود گنگ آب می‌خورد

در ساری بلندش
می‌رقصد
پا که می‌کوبد
از خال پیشانی‌اش
خاک بلند می‌شود
و من خلخال‌هایی را می‌بینم
که دور مچ‌هایش هلهله می‌کشند

یکی به او بگوید
زمین جای امنی نیست
و من مریم‌های زیادی را دیده‌ام که در رود گنگ غرق شده‌اند


سعیده زارع

۱
شک ندارم که دوستم داری
که دوستت دارم
فقط وقتی نیستی خانه کوچک‌تر است
به دیوارها شک دارم


۲
دلتنگی
لای یقه پیراهنش
به جای یکی از دگمه‌هاش
سیگارهاش
لابه‌لای سوت‌هاش
تو را دارد



پی‌نوشت

۱.در زبان ترکی به معنی مادر
۲. در زبان ترکی به معنی چشم‌هایت
۳.  در زبان ترکی به معنی یار بیا بیا
۴.  نام قهرمان کتاب جای خالی سلوچ نوشته محمود دولت‌آبادی