• آستانه

  • نگاه سوم شخص

  • روایت مستند

  • جانب آبی

  • اتاقی از آن خود

  • افق عمودی

  • ذهن و بدن

  • روزآمدها

شماره ۷، آذر ۱۳۹۳  |  افق عمودی        
ساختارهای جنسیت در گذر تاریخ(۷)

زنان، از پای دربند تا فروغ ادبی

پل آدمز و دیگران/ترجمه عبدالرضا شهبازی

***
شرق آسیا در قرون وسطی۱
طی حکومت سلسله‌های پادشاهی تانگ [۶۱۸ـ‌‌‌۹۰۷ م] و سونگ [۹۶۰ـ‌‌۱۲۷۹ م]، فرمانروایان در چین به نظم اجتماعی و سیاسی توجه بسیار نشان می‌دادند و نظم موجود در نهاد خانواده را اساس ثبات کشور تلقی می‌کردند. در موارد معدودی چنین نگاهی به نفع زنان بود. تنها زنی که طی تاریخ طولانی چین هم عنوان و هم قدرت امپراتور را توأماً در اختیار داشت امپراتوریس وو بود (که از ۶۹۰ تا ۷۰۵ میلادی حکومت کرد) و از افکار کنفوسیوس درباره لزوم وفاداری به مادر و از اندیشه‌های بودا در باب خداسان بودن فرمانروا سود جست و در کنار مهارت‌های سیاسی و اجرایی خود توانست قدرتش را افزایش دهد و قلمروی پادشاهی‌اش را تثبیت کند.
     با این همه، اصرار بر داشتن اقتدار و مرجعیتِ درون خانواده به زیان بیشتر زنان بود، خصوصاً طی جنبش نئوکنفوسیوسی که در دوره زمامداری پادشاهان سلسله سونگ رخ داد، و در آن برتری از آنِ مردان رقم خورد و روابط جنسی [که مظهر آن زنان پنداشته می‌شدند] امری مخرب و آسیب‌رسان قلمداد شد. کشش و جاذبه جنسی چنان نیرومند تلقی می‌شد که می‌پنداشتند فرد به‌تنهایی قادر نیست از پس مهار آن برآید؛ از همین رو، دیوار، قانون و تحریم‌های سخت اجتماعی نیاز بود تا مرد و زن را از هم جدا نگه دارند. زنان طبقات متوسط و فرادست در بسیاری از نواحی چین روز‌به‌روز بیشتر به انزوا کشیده می‌شدند، تا جایی که حتی در خانه‌های دهقانان نیز دیوارهایی به این منظور کشیده شد؛ پسران و دختران نیروهای کارِ ارزانی بودند که برای انجام کارهای ورای دیوارها از آنها سود می‌جستند. ازدواج مجدد برای زنان بیوه طبقات فرادست ممنوع بود و بیوه‌های طبقات پایین‌تر نیز در صورتی که مجدداً ازدواج نمی‌کردند پاداش‌هایی از حکومت دریافت می‌کردند.
     یکی از شیوه‌های منزوی‌ کردن زنان قالب‌گیری پاهای آنها بود، عملی که طی سلسله سونگ و بین زنان فرادست اجتماع شروع شد و به‌تدریج اکثریت زنان در مرکز و شمال چین نیز آن را در پیش گرفتند. قالب‌گیری پا از حدود شش‌سالگی دختر شروع می‌شد؛ در این عمل، انگشتان پا (به‌جز انگشت بزرگ) را با فشار به سمت کف پا برمی‌گرداندند و با نوارهای پارچه‌ایِ بلند چنان محکم می‌پیچاندند که رشد آنها متوقف شود. به‌تدریج پا (از قوزک به پایین) شکلی نوک‌تیز می‌یافت که در ادبیات اروتیک چین در آن روزگار به شکوفه نیلوفر آبی تشبیه شده است. هرچند درد شدید سال‌های نخستین تا حدی فرو‌‌می‌نشست ولی نوارپیچ‌ کردن پا برای حفظ کوچکی آن در باقی عمر نیز ضروری بود. قالب‌گیری پا زنان را کاملاً زمین‌گیر نمی‌کرد، چون زنان دهقان در مزارع کار می‌کردند و با پای نوارپیچ‌شده به کار تولید پارچه و البسه نیز مشغول می‌شدند، ولی این عمل آنها را از طی مسافت‌های طولانی بازمی‌داشت. انجام این سنت به یکی از ملزومات ازدواج تبدیل شد و، از همین رو، مادران پای دخترکانشان را به این امید که همسر مناسبی بیابند قالب‌گیری می‌کردند؛ این سنت تا آغاز قرن بیستم در چین تداوم داشت، حتی زمانی هم که آن را رسماً ممنوع کردند باز اینجا و آنجا جریان داشت.
     دیگر‌جوامع شرق آسیا همچون کره و ویتنام سنت قالب‌گیری پای دختران و زنان را نپذیرفتند، هرچند اندیشه‌های کنفوسیوس را مبنی بر قابلیت‌های محدود زنان در انجام مراسم ستایش نیاکان و به ارث نبردن اراضی خانوادگی در پیش گرفتند. در ژاپن نیز حقوق زنان در تملک اراضی رو به کاهش گذاشت، ولی دلیل آن عمدتاً اهمیت فزاینده نظامی‌گری در عصر شوگان‌ها بود که حق تصاحب زمین را صرفاً از آنِ کسانی می‌دانستند که توانایی نبرد داشته باشند.
     در اوایل قرون وسطی، ژاپن جامعه‌ای بود که در آن زنان حضور اجتماعی چشمگیری داشتند و از این لحاظ، این کشور تفاوتی فاحش با چین داشت. در ژاپن، امپراتورها نسب خانوادگی خود را به یک ایزدبانو می‌رساندند، به آماتِراسو۲، ایزدبانوی خورشید. نیمی از فرمانروایان ژاپن در فاصلهء ۵۹۲ تا ۷۷۰ میلادی زنانی بودند که با عنوان امپراتوریس به‌ صورت مستقل (و نه نیابت از سلطنت) حکومت می‌کردند. زنان در دین سنتی ژاپنی‌ها (که بعدها شینتو۳ نامیده شد) به عنوان رهبر دینی انتخاب می‌شدند، هرچند در خلال قاعدگی ماهیانه و زایمان، زنان را موجد آلودگی هم می‌پنداشتند. در طول دوره پادشاهی سلسله هی‌آن (از قرن نهم تا دوازدهم میلادی)، گرچه مردان ژاپنی مقلد آثار کلاسیک چین بودند، ولی زنانی چون موراساکی شیکیبو و سَی شوناگون خالق شاهکارهایی در ادبیات ژاپن شدند؛ در دیگر‌فرهنگ‌های آن روزگار کار هیچ زنی به پای شهرت افسانه گِنجی (مهم‌ترین اثر  موراساکی شیکیبو) نرسید. در بین خانواده‌های طبقات فرادست، دختران آسیب‌پذیرتر از پسران بودند. دلیل آن نیز الگوهای پیچیده سیاست‌های زناشویی بود. در اغلب مواقع، این شوهران بودند که پس از ازدواج برای زندگی به ‌نزد همسر می‌آمدند، یعنی خلاف الگوی شوهرمکانی که رایج‌تر بود. در ژاپن آن روزگار، هم پیوندهای نسبی مادر اهمیت داشت و هم پدر. بسیاری از افکار و اندیشه‌های مربوط به روابط جنسی که در دیگر‌فرهنگ‌های قرون وسطی در دیگر‌نقاط جهان وجود داشت در ژاپنِ قرون وسطی مشاهده نمی‌شود؛ حرفی از لزوم باکره ‌بودن عروس در میان نیست، همجنس‌گرایی تقبیح نمی‌شود و حتی رسمیت‌بخشی به پیمان ازدواج نیز نه بر عهدهء مذهب‌است و نه از وظایف دولت.
     در قرن سیزدهم، اهمیت نظامی‌گری در ژاپن روز‌به‌روز بیشتر می‌شد و پایبندی به اندیشه‌های کنفوسیوس در باب نظم و انضباط و خویشتن‌داری، از سامورایی‌ها، یعنی از طبقهء جنگجویان انتظار می‌رفت. زنان سامورایی‌ها، همچون زنان اشراف در اروپا، در غیاب شوهرانشان عهده‌دار رتق و فتق املاک و اراضی آنان بودند و از آنان انتظار می‌رفت در صورت لزوم به دفاع از املاک مردانشان برخیزند؛ زوبین‌های بلند و خمیده بهترین سلاح زنان تلقی می‌شد و خودکشی، در صورتی که شکست و تسلیم قریب‌الوقوع می‌نمود، یگانه راه‌حل شرافتمندانه دانسته می‌شد. زنان طبقات فرودست‌تر در تمامی جنبه‌های تولید محصولات کشاورزی فعالیت می‌کردند و در برخی نواحی خاص، زنان در غواصی و جمع‌آوری علف‌های دریایی و دیگرمحصولات اقیانوسی شهرتی به هم زدند و در جوامع زن‌مکانی ۴ می‌زیستند که تا به امروز نیز استمرار یافته‌اند (جوامع مشابهی از غواصان زن در جزیره چجو در کره نیز قرن‌ها پابرجا بود).

پی‌نوشت‌ها
۱. اصطلاح «قرون وسطی» اختصاصاً درباره اروپا و تحولات آن از حدود ۴۵۰  تا ۱۴۵۰ میلادی به‌کار می‌رود، با این همه، در اینجا با تسامح از این اصطلاح صرفاً برای اشاره به تحولات رخ‌داده در این بازه زمانی در نقاط دیگر جهان هم استفاده شده است. ـ م.
۲. آماتِراسو، ایزدبانوی خورشید، مهم‌ترین خدای آیین شینتو و خدای اجدادی خاندان سلطنتی ژاپن است. مردم ژاپن عموما اعتقاد دارند امپراتور از اعقاب مستقیم آماتراسو است. آماتراسو دختر ایزانگای، خدای آغازین، است. گفته می‌شود بعد از مراجعت ایزانگای از یومی، دنیای زیر زمین، هنگام شست‌و‌شو برای تطهیر و پالایش خود، آماتراسو از چشم چپ وی زاده شد و بردار وی، سوسانو، خدای توفان و دریا، از چشم راست وی. قرار بر این شد که خواهر و برادر به اتفاق هم اداره جهان را در دست بگیرند ولی سوسانو با شرارت‌هایش هم از چشم پدر افتاد و از آسمان اخراج شد و هم موجب رنجش خواهر شد و آماتراسو از جهان قهر کرد و به غار سنگی آسمانی (آما نو لاووتا) رفت. در نتیجه قهر آماتراسو، جهان را سراسر تاریکی فراگرفت. دیگر خدایان با قرار دادن آینه کامل (یاتا نو ماگامی) در برابر وی، زیبایی و فروغش را به او یادآور شدند و متقاعدش کردند که باز به جهان برگردد و ایزدبانوی خورشید باز بر پهنة آسمان هویدا شد. بزرگ‌ترین معبد پرستش آماتراسو در شهر ایسه ژاپن است و سالانه حدود پنج میلیون نفر به زیارت آن می‌روند. آماتراسو خدای محافظ امپراتور ژاپن است و به ‌شکل قرص سرخ‌رنگ خورشید در پرچم این کشور نقش بسته است. نام کامل وی در زبان ژاپنی «بزرگ‌خدای شکوهمندی که در آسمان می‌درخشد» است. ـ م.
۳. شینتو (به معنی راه خدایان) دین بومی مردم ژاپن است و قدمتش همپای این کشور. شینتو نه بنیانگذاری دارد و نه کتاب مقدسِ مشخصی. در آیین شینتو تبلیغ و موعظه معمول نیست و نیازی هم به این کار وجود ندارد چون این آیین با تار و پود مردم ژاپن و سنت‌هایشان تنیده شده است. در شینتو هیچ چیز مطلقی وجودی ندارد، نه درست مطلق و نه نادرست مطلق. هیچ‌کس در این آیین کامل فرض نمی‌شود، حتی مهم‌ترین و قدرتمندترین خدای این آیین یعنی ایزدبانو آماتراسو نیز گاه در رسیدن به اهدافش ممکن است با شکست مواجه شود. خدایان شینتو از جمله آماتراسو را کامی (kami) می‌گویند. کامی‌ها ارواح مقدسی هستند که در قالب مظاهر و پدیده‌های مهم زندگی و طبیعت نمود یافته‌اند، از جمله باد، باران، کوه‌ها، درختان، رودخانه‌ها، خورشید، ماه و حاصلخیزی. انسان‌ها نیز پس از مرگ به کامی تبدیل می‌شوند و از سوی بازماندگانشان به‌عنوان کامی اجدادی ستایش می‌شوند. شینتو آیینی مثبت‌اندیش و خوش‌بین است و انسان‌ها را ذاتا خوب و خیر می‌داند و شر را حاصل دخالت ارواح شریر. از این رو، هدف بسیاری از مراسم آیین شینتو دورکردن ارواح شریر از زندگی است، از طریق تطهیر و پالایش نفس، دعا و پیشکش به کامی. معابد شینتو هم محل ستایش و پرستش کامی است و هم منزل کامی. کاهنان شینتو که کار انجام و هدایت مراسم دینی را بر عهده دارند هم از میان زنان انتخاب می‌شوند و هم مردان؛ کاهنان هم می‌توانند ازدواج کنند و هم صاحب فرزند شوند. دستیاران کاهنان دختران باکره‌ای هستند که کیمونوی سفید می‌پوشند و کاهن را در انجام مراسم عبادی کمک می‌کنند و غالبا دختر کاهن خود هستند. باکرگی برای این دختران شرط اساسی دستیاری به حساب می‌آید. در قرن ششم میلادی و با ورود آیین بودا، درگیری‌ها میان پیروان دو آیین رخ داد ولی سرانجام این دو آیین توانستند به همزیستی برسند. از نگاه بسیاری از بوداییان، کامی مظهر بوداست. ـ م.
۴. در مردم‌شناسی اجتماعی، منظور از جوامع زن‌مکان جوامع یا اجتماعاتی هستند که در آن عروس و داماد برای زندگی در خانه والدین عروس یا در مجاورت آنها زندگی می‌کنند، یعنی برخلاف الگوی رایج‌تر و غالب‌تر شوهرمکانی که در آن عروس برای زندگی به خانه والدین داماد یا به مجاورت آنها می‌رود. در الگوی زن‌مکانی، فرزندان و نوادگان مونث خانواده از کنار هم دور نمی‌شوند و در کنار جد مادری زندگی‌ می‌کنند. در جوامع زن‌مکان، خط سیر نسب خانواده (شجره‌نامه) را اعقاب مادری تعیین می‌کنند نه اعقاب پدری. ـ م.